تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥ - تفسير باز هم نشانههاى خدا در جهان هستى
همه در هم فرو رفته بود و به صورت ماده واحدى خودنمايى مىكرد، اما با گذشت زمان، مواد از هم جدا شدند، و تركيبات جديدى پيدا كردند، و انواع مختلف گياهان و حيوانات و موجودات ديگر، در آسمان و زمين ظاهر شدند، موجوداتى كه هر يك نظام مخصوص و آثار و خواص ويژهاى دارد، و هر كدام نشانهاى است از عظمت پروردگار و علم و قدرت بىپايانش [١] ٣- منظور از به هم پيوستگى آسمان اين است كه در آغاز بارانى نمىباريد و به هم پيوستگى زمين اين است كه در آن زمان گياهى نمىروئيد، اما خدا اين هر دو را گشود، از آسمان باران نازل كرد و از زمين انواع گياهان را رويانيد.
روايات متعددى از طرق اهل بيت ع به معنى اخير اشاره مىكند، و بعضى از آنها اشارهاى به تفسير اول دارد [٢] بدون شك، تفسير اخير چيزى است كه با چشم قابل رؤيت است كه چگونه از آسمان باران نازل مىشود، و زمينها شكافته مىشوند و گياهان مىرويند، و با جمله" أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا" (آيا كسانى كه كافر شدند نديدند ...) كاملا سازگار است، و با جمله" وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍ" نيز هماهنگى كامل دارد.
ولى تفسير اول و دوم نيز با معنى وسيع اين جملهها، مخالف نيست، چرا كه رؤيت گاهى به معنى" علم" مىآيد، درست است كه اين علم و آگاهى براى همه نيست تنها دانشمندانند كه مىتوانند در باره گذشته زمين و آسمان و به هم پيوستگى آنها و سپس جداييشان آگاهيهايى پيدا كنند، ولى مىدانيم قرآن كتاب يك قرن و يك عصر نيست، بلكه راهنما و راهگشاى انسانها در تمامى قرون و اعصار است.
به همين دليل آن چنان محتواى عميقى دارد كه براى هر گروه و هر عصر،
[١] الميزان ذيل آيه.
[٢] به تفسير صافى و نور الثقلين ذيل آيه مورد بحث مراجعه شود.