تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - خدا و فرزند داشتن؟!!
اين معانى از ذات پاك او دور است.
و با اينكه همه بندگان جان و دل بر كف او هستند، نيازى به اطاعت و فرمانبردارى آنها ندارد بلكه آنها هستند كه نيازمندند.
" او همه آنها را شماره كرده است و دقيقا تعداد آنها را مىداند" (لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا).
يعنى هرگز تصور نكنيد كه با وجود اينهمه بندگان چگونه ممكن است حساب آنها را داشته باشد، علم او بقدرى وسيع و گسترده است كه نه تنها شماره آنها را دارد بلكه از تمام خصوصيات آنها آگاه است، نه از حوزه حكومت او مىتوانند بگريزند و نه چيزى از اعمالشان بر او مكتوم است.
بنا بر اين هم مسيح، هم عزير، هم فرشتگان و هم تمامى انسانها مشمول اين حكم عمومى او هستند با اين حال چه نازيبا است كه فرزندى براى او قائل شويم، و چه اندازه ذات پاك او را از اوج عظمت به پائين مىآوريم و صفات جلال و جمال او را انكار مىكنيم اگر نسبت فرزندى به او بدهيم. [١]
[١] در باره نفى فرزند از خدا در جلد اول ذيل آيه ١١٦ بقره، و در جلد هشتم ذيل آيه ٦٨ نيز بحث كردهايم.