تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٤ - تفسير همه مىميرند!
سپس قانون كلى مرگ را در باره همه نفوس، بدون استثناء چنين بازگو مىكند:" هر انسانى طعم مرگ را مىچشد" (كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ).
لازم به يادآورى است كه واژه" نفس" در قرآن مجيد در معانى مختلفى به كار رفته، نخستين معنى نفس" ذات" يا خويشتن خويش است، اين معنى وسيعى است كه حتى بر ذات پاك خداوند اطلاق مىشود، چنان كه مىخوانيم" كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ"" خداوند رحمت را بر خويش لازم كرده است (انعام آيه ١٢).
سپس اين كلمه در انسان يعنى مجموعه جسم و روح او به كار رفته است مانند: مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً:
" كسى كه انسانى را بدون اينكه قتلى انجام دهد يا فساد در زمين كرده باشد بكشد گويى همه انسانها را كشته است" (مائده آيه ٣٢).
و گاهى در خصوص روح انسان استعمال شده مانند" أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ":
" فرشتگان قبض ارواح مىگويند: روح خود را خارج كنيد" (انعام آيه ٩٣).
پيدا است كه منظور از" نفس" در آيات مورد بحث همان معنى دوم است بنا بر اين منظور بيان قانون كلى مرگ در باره انسانها است، و به اين ترتيب جاى ايرادى در آيه باقى نمىماند كه تعبير به نفس شامل خداوند يا فرشتگان هم مىشود چگونه بايد آيه را تخصيص زد و اينها را خارج كرد [١] بعد از ذكر قانون عمومى مرگ اين سؤال مطرح مىشود كه هدف از اين حيات ناپايدار چيست و چه فايدهاى دارد؟
قرآن در دنباله همين سخن مىگويد:" ما شما را با بديها و نيكيها امتحان مىكنيم، و سرانجام به سوى ما باز مىگرديد" (وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ).
جايگاه اصلى شما اين جهان نيست بلكه جاى ديگر است شما تنها
[١] الميزان جلد ١٤ صفحه ٣١٢.