تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٠ - تفسير برهان دندانشكن ابراهيم
در يك لحظه كوتاه و زودگذر از اين خواب عميق و مرگزا بيدار شدند، چنان كه قرآن مىگويد:" آنها به و جدان و فطرتشان بازگشتند و به خود گفتند حقا كه شما ظالم و ستمگريد" (فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ) [١] هم به خويشتن ظلم و ستم كرديد و هم بر جامعهاى كه به آن تعلق داريد و هم به ساحت مقدس پروردگار بخشنده نعمتها.
جالب اينكه در آيات قبل خوانديم آنها ابراهيم را متهم به ظالم بودن كردند، ولى در اينجا دريافتند كه ظالم اصلى و حقيقى خودشانند.
و در واقع تمام مقصود ابراهيم از شكستن بتها همين بود، هدف شكستن فكر بتپرستى و روح بتپرستى بود، و گرنه شكستن بت فايدهاى ندارد، بتپرستان لجوج فورا بزرگتر و بيشتر از آن را مىسازند و به جاى آن مىنهند، همانگونه كه در تاريخ اقوام نادان و جاهل و متعصب، اين مساله، نمونههاى فراوان دارد.
تا اينجا ابراهيم موفق شد يك مرحله بسيار حساس و ظريف تبليغ خود را كه بيدار ساختن وجدانهاى خفته است از طريق ايجاد يك طوفان روانى بود اجرا كند.
افسوس كه اين بيدارى روحانى و مقدس چندان به طول نيانجاميد، و در ضمير آلوده و تاريكشان از طرف نيروهاى اهريمنى و جهل قيامى بر ضد اين
[١] بعضى از مفسران اين احتمال را نيز دادهاند كه منظور از" فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ" آنست كه اين سخن را با يكديگر در ميان نهادند و به سرزنش و ملامت يكديگر پرداختند، ولى آنچه در بالا گفتيم صحيحتر به نظر مىرسد.