تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٤ - تفسير
در كتب آسمانى گذشته بوده است براى آنها نيامده"؟ (كه پى در پى براى آوردن معجزات بهانهجويى مىكردند و پس از مشاهده معجزات به كفر و انكار ادامه مىدادند و عذاب شديد الهى دامنشان را مىگرفت، آيا نميدانند اگر اينها نيز همين راه را بروند همان سرنوشت در انتظارشان است) (أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى).
اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه منظور از" بينه" خود قرآن است كه بيانگر حقايق كتب آسمانى گذشته در سطحى عاليتر است، آيه فوق مىگويد: اينها چرا معجزه مىطلبند و بهانهجويى مىكنند مگر همين قرآن با اين امتيازات بزرگ كه حاوى حقايق كتب آسمانى پيشين است براى آنها كافى نيست.
تفسير ديگرى نيز براى اين آيه گفته شده و آن اينكه پيامبر اسلام با اينكه درس نخوانده بود آن چنان كتاب روشن و آشكارى آورده كه با آنچه در متون كتب آسمانى بوده هماهنگ است، و اين خود نشانه بر اعجاز آن مىباشد، بعلاوه صفات پيامبر و كتابش با نشانههايى كه در كتب آسمانى پيشين آمده است كاملا تطبيق مىكند، و اين دليل حقانيت او است [١]
[١] تفسير اول در مجمع البيان، و تفسير دوم در فى ظلال، و تفسير سوم را فخر رازى در تفسير كبير خود آورده است، اين تفسيرها هر چند متفاوت است اما تضادى با هم ندارد، مخصوصا تفسير دوم و سوم.