تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤ - تفسير چه خداى مهربانى!
باريكى رسيد، و همان يك مشت كار قبطى را ساخت.
موسى از اين ماجرا ناراحت شد چرا كه ماموران فرعون سرانجام متوجه شدند كه اين قتل به دست چه كسى واقع شده، و شديدا به تعقيب او برخاستند.
اما موسى طبق توصيه بعضى از دوستانش، مخفيانه از مصر بيرون آمد و به سوى مدين شتافت و در آنجا محيطى امن و امان در كنار شعيب پيغمبر كه شرح آن به خواست خدا در تفسير سوره قصص خواهد آمد پيدا كرد.
اينجا است كه قرآن مىگويد:" تو كسى را كشتى و در اندوه فرو رفتى، اما ما تو را از آن غم و اندوه رهايى بخشيديم" (وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِ).
و پس از آن" تو را در كورههاى حوادث يكى بعد از ديگرى آزموديم" (وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً).
" پس از آن ساليانى در ميان مردم مدين توقف نمودى" (فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ) و بعد از پيمودن اين راه طولانى و آمادگى روحى و جسمى و بيرون آمدن از كوره حوادث با سرافرازى و پيروزى" سپس در زمانى كه براى گرفتن فرمان رسالت مقدر بود به اينجا آمدى" (ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى).
كلمه" قدر" به گفته بسيارى از مفسران به معنى زمانى است كه مقدر شده بود موسى به رسالت برگزيده شود، ولى بعضى ديگر آن را به معنى" مقدار" گرفتهاند، همانگونه كه در بعضى از آيات قرآن نيز به همين معنى آمده است (سوره حجر آيه ٢١) طبق اين تفسير معنى جمله چنين خواهد بود: اى موسى بعد از اين فراز و نشيبها و امتحانات گوناگون و زندگى ممتد در جوار پيامبر بزرگى همچون شعيب پرورش يافتى، سرانجام داراى قدر و مقام و شخصيتى شدى كه آماده پذيرش وحى گشتى.