تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - تفسير منطق گيرا و كوبنده ابراهيم (ع)
سپس به شرح گفتگوى او با پدرش" آزر" مىپردازد (پدر در اينجا اشاره به عمو است و كلمه" اب" همانگونه كه سابقا نيز گفتهايم در لغت عرب گاهى به معنى پدر و گاه به معنى عمو آمده است) [١] و چنين مىگويد:" در آن هنگام كه به پدرش گفت: اى پدر چرا چيزى را پرستش مىكنى كه نمىشنود و نمىبيند و نمىتواند هيچ مشكلى را از تو حل كند" (إِذْ قالَ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً).
اين بيان كوتاه و كوبنده يكى از بهترين دلائل نفى شرك و بتپرستى است چرا كه يكى از انگيزههاى انسان در مورد شناخت پروردگار انگيزه سود و زيان است كه علماى عقائد از آن تعبير به مساله" دفع ضرر محتمل" كردهاند.
او مىگويد: چرا تو به سراغ معبودى مىروى كه نه تنها مشكلى از كار تو نمىگشايد بلكه اصلا قدرت شنوايى و بينايى ندارد.
و به تعبير ديگر: عبادت براى كسى بايد كرد كه قدرت بر حل مشكلات دارد، و از آن گذشته عبادت كننده خود و نيازهايش را درك مىكند، شنوا و بينا است، اما اين بتها فاقد همه اينها هستند.
در حقيقت ابراهيم در اينجا دعوتش را از پدرش شروع مىكند به اين دليل كه نفوذ در نزديكان لازمتر است همانگونه كه پيامبر اسلام ص نخست مامور شد كه اقوام نزديك خود را به اسلام دعوت كند همانگونه كه در آيه ٢١٤ سوره شعراء مىخوانيم وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ.
[١] در اين باره مشروحا در جلد پنجم صفحه ٣٠٣ ذيل آيه ٧٤ سوره انعام بحث شده است.