تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤ - تفسير هجرت ابراهيم از سرزمين بت پرستان
آيه بعد به يكى از مهمترين مواهب خدا به ابراهيم كه داشتن فرزندى صالح و نسلى برومند و شايسته است اشاره كرده مىفرمايد:" ما به او اسحاق را بخشيديم و يعقوب (فرزند اسحاق) را بر او افزوديم" (وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً) [١]" و همه آنها را مردانى صالح و شايسته و مفيد قرار داديم" (وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ).
ساليان درازى گذشت كه ابراهيم در عشق و انتظار فرزند صالحى به سر مىبرد و آيه ١٠٠ سوره صافات گوياى اين خواسته درونى او است: رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ.
" پروردگارا فرزندى صالح به من مرحمت كن".
سرانجام خدا دعاى او را مستجاب كرد، نخست" اسماعيل" و سپس" اسحاق" را به او مرحمت كرد كه هر كدام پيامبرى بزرگ و با شخصيت بودند.
تعبير به" نافلة" كه ظاهرا تنها توصيفى براى يعقوب است از اين نظر باشد كه ابراهيم تنها فرزند صالحى تقاضا كرده بود، خدا نوه صالحى نيز بر آن افزود، زيرا" نافلة" در اصل به معنى موهبت و يا كار اضافى است.
در اين آيه مجموعا" شش قسمت" از اين ويژگيها بر شمرده شده كه با اضافه كردن توصيف به صالح بودن كه از آيه قبل استفاده مىشود مجموعا هفت
[١] عدم ذكر اسماعيل در اينجا با اينكه او نخستين فرزند ابراهيم بود شايد به خاطر آنست كه تولد اسحاق از مادرى نازا همچون ساره آن هم در سنى كه عادتا قادر به وضع حمل نبود مساله فوق العاده عجيبى به نظر مىرسيد در حالى كه تولد اسماعيل از مادرش هاجر اين چنين عجيب نبود.