تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢ - آدم و فريبكارى شيطان
از همان راههايى شروع مىكنند كه رهبران راه حق شروع كردهاند، ولى چيزى نمىگذرد كه آن را به انحراف مىكشانند، و جاذبه راه حق را وسيله براى رسيدن به بيراههها قرار مىدهند.
" غوى" از ماده" غى" گرفته شده كه به معنى كارى جاهلانه است كه از اعتقاد نادرستى سرچشمه مىگيرد، و چون در اينجا آدم بخاطر گمانى كه از گفته شيطان براى او پيدا شده بود ناآگاهانه از شجره ممنوع خورد از آن تعبير به" غوى" شده است.
بعضى از مفسران" غوى" را بمعنى جهل و نادانى ناشى از غفلت و بعضى بمعنى محروميت و بعضى بمعنى فساد در زندگى گرفتهاند.
به هر حال" غى" نقطه مقابل رشد است، رشد آن است كه انسان از طريقى
[١]" سوآت" جمع" سوتة" (بر وزن عورة) در اصل به معنى هر چيزى است كه ناخوشايند است، و لذا گاه به" جسد مرده" و گاه به" عورت" گفته مىشود، و در اينجا منظور همين معنى اخير است.
[٢]" يخصفان" از ماده" خصف" در اينجا به معنى دوختن لباس است.