تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥ - تفسير بدترين بارى كه بر دوش مىكشند!
بياموزيم.
به تعبير ديگر، حاصل زندگى انسان- از يك نظر- چيزى جز تجربه نيست و تاريخ در صورتى كه خالى از هر گونه تحريف باشد، محصول زندگى هزاران سال عمر بشر است كه يك جا در دسترس مطالعه كنندگان قرار داده مىشود.
به همين دليل امير مؤمنان على ع در اندرزهاى حكيمانهاش به فرزندش امام مجتبى ع مخصوصا روى اين نكته تكيه كرده مىفرمايد:
اى بنى! انى و ان لم اكن عمرت من كان قبلى، فقد نظرت فى اعمالهم و فكرت فى اخبارهم، و سرت فى آثارهم، حتى عدت كاحدهم، بل كانى بما انتهى الى من امورهم قد عمرت مع اولهم الى آخرهم، فعرفت صفو ذلك من كدره، و نفعه من ضرره فاستخلصت لك من كل امر نخيله:
" پسرم! درست است كه من به اندازه همه كسانى كه پيش از من مىزيستهاند عمر نكردهام، اما در كردار آنها نظر افكندم، و در اخبارشان تفكر نمودم، و در آثارشان به سير و سياحت پرداختم، تا بدانجا كه همانند يكى از آنها شدم، بلكه گويى به خاطر آنچه از تاريخشان به من رسيده، با همه آنها از اول جهان تا امروز بودهام، من قسمت زلال و مصفاى زندگى آنان را از بخش كدر و تاريك باز شناختم، و سود و زيانش را دانستم، و از ميان تمام آنها قسمتهاى مهم و برگزيده را برايت خلاصه نمودم" [١] بنا بر اين: تاريخ آئينهاى است گذشته را نشان مىدهد و حلقهاى است كه امروز را با ديروز متصل مىكند، و عمر انسان را به اندازه خود بزرگ مىنمايد! تاريخ معلمى است كه رمز عزت و سقوط امتها را بازگو مىكند، به ستمگران اخطار مىدهد، سرنوشت شوم ظالمان پيشين كه از آنها نيرومندتر بودند مجسم مىسازد، به مردان حق بشارت مىدهد و به استقامت دعوت مىكند، و آنها را
[١] نهج البلاغه نامه ٣١ (از بخش نامهها).