تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - ٥- پيامبر اسلام همان خواستههاى موسى را تكرار مىكند
(طبق نقل تفسير الميزان) در كتاب" غاية المرام" از يك صد طريق از طرق اهل سنت و هفتاد طريق از طرق شيعه نقل شده است، آن قدر معتبر مىباشد كه جاى هيچگونه انكار ندارد.
ما در باره حديث منزله، در جلد ششم تفسير نمونه ذيل آيه ١٤٢ اعراف (صفحه ٣٣٩) به قدر كافى بحث كردهايم، اما آنچه ذكر آن را در اينجا ضرورى مىدانيم اين است كه بعضى از مفسران (مانند آلوسى در روح المعانى) با قبول اصل روايت در دلالت آن ايراد كردهاند و گفتهاند جمله" وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي" (او را شريك در كار من بنما) چيزى را جز شركت در امر ارشاد و دعوت مردم به سوى حق، اثبات نمىكند.
ولى پيدا است كه مساله شركت در ارشاد و به تعبير ديگر امر به معروف و نهى از منكر و گسترش دعوت حق، وظيفه فرد فرد مسلمانان است و اين چيزى نبوده است كه پيامبر ص براى على ع بخواهد، اين يك توضيح واضح است كه هرگز نمىتوان دعاى پيامبر ص را به آن تفسير كرد.
از سوى ديگر مىدانيم كه منظور شركت در امر نبوت هم نبوده است، بنا بر اين نتيجه مىگيريم كه مقام خاصى بوده غير از نبوت و غير از وظيفه عمومى ارشاد، آيا اين جز مساله ولايت خاصه چيزى خواهد بود؟ آيا اين همان خلافت (به مفهوم خاصى كه شيعه براى آن قائل است) نيست؟ و جمله" وزيرا" نيز آن را تاييد و تقويت مىكند.
به تعبير ديگر وظائفى وجود دارد كه كار همه افراد نيست و آن حفظ آئين پيامبر ص از هر گونه تحريف و انحراف، و تفسير هر گونه ابهامى كه در محتواى آئين براى بعضى رخ دهد، و رهبرى امت در غيبت پيامبر ص و بعد از او، و كمك بسيار مؤثر در پيشبرد اهداف او.
اينها همان چيزى است كه پيامبر ص با گفتن جمله" اشركه فى امرى"