تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٤ - تفسير نجات يونس از آن زندان وحشتناك
بعضى نيز معتقدند كه ذا الكفل لقب" الياس" است، همانگونه كه" اسرائيل" لقب" يعقوب"، و" مسيح" لقب" عيسى"، و" ذا النون" لقب" يونس" مىباشد [١]
[سوره الأنبياء (٢١): آيات ٨٧ تا ٨٨]
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ (٨٧) فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ (٨٨)
ترجمه:
٨٧- و ذا النون (يونس) را (به ياد آور)، در آن هنگام كه خشمگين (از ميان قوم خود) رفت، و چنين مىپنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت، (اما موقعى كه در كام نهنگ فرو رفت) در آن ظلمتها (ى متراكم) فرياد زد خداوندا! جز تو معبودى نيست، منزهى تو، من از ستمكاران بودم.
٨٨- ما دعاى او را به اجابت رسانديم، و از آن اندوه نجاتش بخشيديم، و همين گونه مؤمنان را نجات مىدهيم.
تفسير: نجات يونس از آن زندان وحشتناك
اين دو آيه نيز گوشهاى از سرگذشت پيامبر بزرگ" يونس" را بيان مىكند، نخست مىگويد:" ذا النون" را بياد آر هنگامى كه بر قوم بتپرست
[١]" تفسير فخر رازى" ذيل آيه مورد بحث، و در تاريخ كامل نيز مىخوانيم:
ذا الكفل يكى از فرزندان ايوب بود و نام اصليش" بشر" بوده است و در سرزمين شام مىزيست (كامل ابن اثير ج ١ ص ١٣٦).