تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - يك نكته مهم تاريخى پيرامون نخستين هجرت
نياكان ما داشتند كنار بگذاريم، او ما را به راستگويى، اداى امانت، صله رحم، نيكى به همسايگان، تشويق كرد و از محرمات، خونريزى و اعمال زشت و ننگين، شهادت باطل و خوردن مال يتيم و نسبت ناپاكى به زنان پاك دادن نهى فرمود.
و نيز فرمان داد خداى يگانه را بپرستيم چيزى را شريك او قرار ندهيم، نماز و روزه را بجا بياوريم و زكات را بپردازيم ...
ما به او ايمان آورديم و دستوراتش را مو به مو اجراء كرديم، اما قوم ما به ما تعدى كردند، ما را اذيت و آزار نمودند و اصرار داشتند از آئين توحيد به شرك باز گرديم، و به همان آلودگيهاى سابق تن در دهيم.
هنگامى كه ما را از هر سو تحت فشار قرار دادند به كشور شما آمديم و دوست داشتيم همسايه تو باشيم، به اين اميد كه هيچكس در اينجا به ما ستم نخواهد كرد!.
" نجاشى" سخت در فكر فرو رفت رو به" جعفر" كرد و گفت: آيا چيزى از كتاب آسمانى اين مرد به خاطر دارى: جعفر گفت: آرى، نجاشى گفت براى من بخوان! جعفر كه از هوش و ذكاوت و ايمان فوق العادهاى بهرهمند بود مناسبترين فراز قرآن را كه همين آيات آغاز سوره مريم باشد انتخاب كرد و براى نجاشى و همه حاضران كه پيرو آئين مسيح بودند تلاوت كرد" كهيعص ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا ... وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا ...
هنگامى كه جعفر اين آيات را با لحن گيرا و از روى صفاى دل قرائت كرد چنان در روح نجاشى و علماى بزرگ مسيحى اثر گذاشت كه بىاختيار قطرههاى اشك از چشمانشان سرازير و به روى گونههايشان فرو غلطيد.
" نجاشى" رو به آنها كرد و گفت: به خدا سوگند آنچه عيسى مسيح آورده با اين آيات همه از يك منبع نور سرچشمه گرفته است، برويد و راحت و آسوده