پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١ - مدح و تمجيد پروردگار
يگانه است چهار معنا دارد: دو معناى آن درباره خداوند متعال جايز نيست و دو معناى آن درباره او ثابت است» سپس در شرح آن فرمودند: «آن دو معنا كه بر خدا جايز نيست، يكى واحد عددى است زيرا چيزى كه دومى ندارد (و بىمثل و مانند است) در باب اعداد داخل نمىشود ... و ديگر واحد نوعى در جنس خود است (به اين گونه كه بگوييم نوع خداوند در جنسش يكتاست) اين نيز درباره ذات پاك او صحيح نيست، چون در آن نوعى تشبيه است، در حالى كه خداوند از هر گونه شبيه مبرّا است و امّا آن دو معنا كه درباره خداوند، صادق است يكى اين است كه گفته شود: او يگانه است و هيچ گونه شبيه و مانندى ندارد. آرى خدا اين چنين است. يا اينكه گفته شود: خداوند «احدىّ المعنى» است يعنى نه اجزاى خارجى دارد و نه اجزاى عقلى، و نه اجزاى ذهنى، آرى خداوند متعال چنين است!» [١] در دومين قسمت از اين توصيفها مىفرمايد: «هر عزيزى غير او ذليل است.» و كلّ عزيز غيره ذليل.
«عزّت» خواه به معناى «قدرت شكست ناپذير» باشد و خواه به معناى «احترام و عظمت» تنها شايسته ذات خدا است، زيرا ما سواى خدا از يك سو: اسير چنگال قوانين عالم آفرينشند و محكوم به قضا و قدر مىباشند و از سوى ديگر: همگى نيازمند به ذات پاك پروردگارند و از سوى سوم: عزّت او ذاتى است و اگر غير او عزيز باشد به سبب وابستگى به ذات پاك او است، بنابراين هيچ موجودى توانايى عرض اندام در برابر عزّت او را ندارد و هر موجودى هر اندازه به او نزديك باشد به همان اندازه شعاعى از عزّتش بر او مىتابد. قرآن مجيد مىگويد: «أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً»؛ آيا اين منافقانى كه كافران را اولياى خود برگزيدهاند عزّت و آبرو نزد آنان مىجويند؟ با اينكه همه عزّتها از آن خدا است.» [٢]
[١] توحيد صدوق (بنابر نقل بحار الانوار، جلد ٣، صفحه ٢٠٦، حديث ١. براى توضيح بيشتر درباره حقيقت توحيد و يگانگى خدا به كتاب «پيام قرآن» جلد سوم، صفحه ٢٦٠ به بعد مراجعه كنيد.
[٢] سوره نساء، آيه ١٣٩.