پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢ - به هوش باشيم، همه نعمتها زوالپذيرند!
شاداب، انتظارى جز خميدگى پيرى دارند؟ و آيا آنها كه برخوردار از نعمت تندرستى كامل هستند، جز انواع بيمارىها را چشم به راه مىباشند؟ و آيا كسانى كه از بقا، برخوردارند جز لحظات فنا را منتظرند؟» (فهل ينتظر أهل بضاضة [١] الشّباب إلّا حواني [٢] الهرم؟ [٣] و أهل غضارة [٤] الصّحّة إلّا نوازل السّقم؟ و أهل مدّة البقاء إلّا آونة [٥] الفناء؟).
سپس در تكميل اين سخن مىافزايد: «اينها همه در حالى است كه هنگام فراق و جدايى و لرزه و اضطراب و ناراحتى مصيبت و چشيدن طعم تلخ مصايب و فروبردن جرعههاى درد و رنج، و گردش چشم به اطراف براى كمك خواهى، و يارى جستن از فرزندان و نزديكان و عزيزان و همقطاران فرا رسيده است!» (مع قرب الزّيال [٦] و أزوف [٧] الإنتقال، و علز [٨] القلق، و ألم المضض [٩]، و غصص الجرض [١٠]، و تلفّت [١١] الإستغاثة بنصرة الحفدة [١٢] و الأقرباء، و الأعزّة و القرناء!).
[١] «بضاضه» مصدر است و در اصل به معناى پر شدن و شادابى و طراوت است.
[٢] «حوانى» در اصل به معناى طولانىترين دندههاى انسان است كه در هر طرف، دو عدد وجود دارد و مفرد آن «حانيه» است و در اينجا كنايه از پيرى شديد است كه قامت انسان را به صورت كمان درمىآورد.
[٣] «هرم» (بر وزن حرم) به معناى منتهاى پيرى و ضعف و ناتوانى است كه از آن در فارسى به «پير فرتوت» تعبير مىشود.
[٤] «غضاره»، به معناى نعمت و زندگى خوب و آسوده و راحت است.
[٥] «آونه» جمع «آوان» است كه به معناى زمان مىآيد.
[٦] «زيال» اين واژه مصدر است و به معناى دور كردن و زايل نمودن مىباشد.
[٧] «ازوف» (بر وزن خضوع) به معناى نزديك شدن است و به قيامت «آزفه» گفته مىشود، چون از بندگان دور نيست.
[٨] «علز» (بر وزن مرض) به معناى لرزشى است كه بيماران از شدّت درد پيدا مىكنند و آرام ندارند.
[٩] «مضض» از مادّه «مضّ» (به وزن سدّ) به معناى تألّم و ناراحتى شديد است.
[١٠] «جرض» از مادّه «جرض» (بر وزن خرج) به معناى فرو بردن آب دهان به زحمت، بر اثر غم و اندوه است.
[١١] «تلفّت» از مادّه «لفت» (بر وزن هفت) به معناى روى گرداندن و منصرف شدن از چيزى است.
[١٢] «حفده» از مادّه «حفد» (بر وزن هفت) به معناى سرعت و چابكى در عمل و كار است و به دختران و نوهها، گاهى «حفده» گفته مىشود، به خاطر اينكه در خدمت پدر و مادر، در كارخانه سريع و چابكند.