پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥ - ترجمه
بخش نهم
فهل دفعت الأقارب، أو نفعت النّواحب، و قد غودر في محلّة الأموات رهينا، و في ضيق المضجع وحيدا، قد هتكت الهوامّ جلدته، و أبلت النّواهك جدّته، و عفت العواصف آثاره، و محا الحدثان معالمه، و صارت الأجساد شحبة بعد بضّتها، و العظام نخرة بعد قوّتها، و الأرواح مرتهنة بثقل أعبائها، موقنة بغيب أنبائها، لا تستزاد من صالح عملها، و لا تستعتب من سيّىء زللها! أو لستم أبناء القوم و الآباء، و إخوانهم و الأقرباء؟! تحتذون أمثلتهم، و تركبون قدّتهم، و تطؤون جادّتهم؟! فالقلوب قاسية عن حظّها، لاهية عن رشدها، سالكة في غير مضمارها! كأنّ المعنيّ سواها، و كأنّ الرّشد في إحراز دنياها.
ترجمه
آيا آنها (بستگان و نزديكان) مىتوانند مرگى را از او دفع كنند و يا ناله و شيونهاى آنان براى او سودى دارد؟ در حالى كه به محلّه مردگان سپرده شده، در تنگناى قبر تنها مانده است، حشرات موذى پوست تن او را از هم مىشكافند و سختىهاى گور بدن او را مىپوستاند، تندبادها آثارش را نابود مىكند و گذشت شب و روز نشانههاى او را از ميان برمىدارد، بدنها، پس از طراوت، پژمرده و دگرگون مىشوند و استخوانها بعد از توانايى و قدرت، مىپوسند و متلاشى مىشوند. اين در حالى است كه ارواح در گرو مسئوليّت سنگين اعمال خويشاند و در آنجا به اسرار نهان (قيامت كه در اين جهان، با ديده ترديد به آن نگاه مىكردند) يقين حاصل