پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٥ - ترجمه
بخش چهاردهم
ثمّ أدرج في أكفانه مبلسا، و جذب منقادا سلسا، ثمّ ألقي على الأعواد رجيع و صب، و نضو سقم، تحمله حفدة الولدان، و حشدة الإخوان، إلى دار غربته، و منقطع زورته، و مفرد وحشته، حتّى إذا انصرف المشيّع، و رجع المتفجّع [مفجع] أقعد في حفرته نجيّا لبهتة السّؤال، و عثرة الإمتحان.
ترجمه
سپس او را در كفنهايش مىپيچند، در حالى كه از همه چيز مأيوس شده و همه را به دست فراموشى سپرده است. و او را به آسانى در حالى كه كاملا تسليم است، برمىگيرند و پيكر خسته و رنجيدهاش را كه بر اثر بيمارىها كاملا لاغر شده، بر چوبهاى تابوت مىافكنند، در حالى كه فرزندان و نوهها و جمع دوستان، تابوت او را بر دوش مىكشند و به سوى خانه غربت- كه ديدار او در آنجا از همگان قطع مىشود و در تنهايى وحشتناكى، فرو مىرود- حمل مىكنند. اين وضع همچنان ادامه مىيابد تا تشييع كنندگان (با سپردن جنازه او به آرامگاه ابديش) بازگردند و گريهكنندگان بىتاب، خاموش شوند (و او را تنها بگذارند) در آن حفره گورش مىنشانند (و از او سؤال مىكنند) در حالى كه از ترس و تحيّر در برابر سؤال و لغزش در آزمون، آهسته سخن مىگويد.