پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٨ - ب بنى اميّه در احاديث اهل سنّت
جمعى از مفسّران شيعه و اهل سنّت نقل كردهاند كه اين خواب اشاره به جريان معروفى است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در خواب ديد ميمونهايى از منبر او بالا مىروند و پايين مىآيند، بسيار از اين مسأله غمگين شد، آن چنان كه بعد از آن، كمتر مىخنديد. (اين ميمونها را به بنى اميّه تفسير كردهاند كه يكى بعد از ديگرى بر جاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشستند در حالى كه از يكديگر تقليد مىكردند و افرادى فاقد شخصيّت بودند و حكومت اسلامى و خلافت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را به فساد كشيدند).
«فخر رازى» در تفسير خود، روايتى در اين زمينه از «ابن عبّاس» مفسّر معروف اسلامى نقل مىكند. همچنين در حديثى از «عايشه» نقل شده كه رو به «مروان» كرد و گفت: «لعن اللّه أباك و أنت في صلبه فأنت بعض من لعنه اللّه، خدا پدر تو را لعنت كرد در حالى كه تو در صلب او بودى، بنابراين، تو بخشى از كسى هستى كه خدايش لعن كرده است!» [١] علاوه بر آيه فوق، در تفسير آيه ٢٦ سوره ابراهيم نيز، مطابق بعضى روايات، «شجره خبيثه» به «بنى اميّه» تفسير شده است. [٢]
ب: بنى اميّه در احاديث اهل سنّت
در كتاب «كنزالعمّال» كه از مجامع روايتى اهل سنّت است، روايت شده كه روزى «ابوبكر» با «ابوسفيان» در افتاد و با خشونت او را مذمّت نمود. پدرش «ابوقحافه» به وى گفت: «با ابوسفيان بدين گونه سخن مىگويى؟!» گفت: «اى پدر! خداوند به سبب اسلام، خانوادههايى را بالا برد و اعتبار بخشيد و خانوادههايى را به زمين زد و از اعتبار بينداخت. خاندان من از جمله خانوادههايى است كه خدا آن را بالا برد و
[١] تفسير فخر رازى، جلد ٢٠، صفحه ٢٣٧.
[٢] براى توضيح بيشتر به تفسير نمونه، جلد ١٠، صفحه ٣٤١ و جلد ١٢، صفحه ١٧٢، به بعد، مراجعه كنيد.