پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧ - امّا در بعد علمى و فرهنگى
نباشد، زيرا مسلم در اينجا به معناى نوع انسان است همانگونه كه در بعضى از روايات چنين است) بنابراين هيچ محدوديتى از نظر اسلامى، در هيچ مرحلهاى از فراگيرى علوم، براى زنان وجود ندارد و آنها مىتوانند تمام مدارج كمال را از اين نظر طىّ كنند. در تاريخ اسلام نيز به شخصيتهاى بزرگ و با فضيلتى از جنس زنان برخورد مىكنيم كه در كتب حديث، اسامى گروهى از آنان به عنوان زنان راوى ديده مىشود.
بعد سوم: بعد اقتصادى
است كه از اين نظر نيز فرقى ميان زن و مرد نيست.
يعنى آنها مىتوانند نتيجه كار خود را مالك شوند همان گونه كه مردان مىتوانند.
مخصوصا در اسلام زنان استقلال اقتصادى دارند، بر خلاف آنچه در ميان بعضى از ملل غربى هنوز هم ادامه دارد كه به زن استقلال اقتصادى نمىدهند و تصرّف او را در اموالش بدون اجازه شوهر مجاز نمىدانند، در حالى كه در اسلام، زن براى تصرّف در اموال خود، هيچ گونه نيازى به اجازه شوهر ندارد و در هر مصرف مشروعى و در مورد هر كس و هر كارى مىتواند مصرف كند.
البتّه اگر مسايل شعارى را كنار بگذاريم، نمىتوان انكار كرد كه معمولا فعّاليت توليدى مردان از زنان بيشتر است و اين به دو دليل است، نخست اينكه: مردان غالبا قوّت و قدرت بيشترى براى كارهاى سنگين دارند و همين امر به آنها دست برتر در مسايل اقتصادى مىدهد و ديگر اينكه: مشكلات دوران باردارى و شيردادن نوزادان و بزرگ كردن آنها (هر چند براى دو سه سال باشد) قسمتى از بهترين سالهاى عمر زنان را به خود تخصيص مىدهد و زنان مقدار قابل ملاحظهاى از نيروى جسمانى خود را در اين راه از دست مىدهند و اگر فرض كنيم، هر زن به طور متوسط، بيش از سه فرزند پيدا نكند و براى هر يك از آنها چهار سال از دوران