پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦ - خطبه در يك نگاه
سختى و مشقّت است» ما أصف من دار أوّلها عناء [١] در دوّمين جمله مىافزايد: «و پايانش نيستى و فناست» و آخرها فناء يك نگاه اجمالى، به سراسر زندگى انسان در اين جهان نشان مىدهد كه همه آن آميخته با رنج و مشقّت است، سر آغاز آن كه ولادت انسان است، نه تنها درد و رنج عظيمى براى مادر دارد، بلكه براى خود او رنجآورتر است، چرا كه از محيط بستهاى به محيط بازى كه بسيار با آن متفاوت است، وارد مىشود و همه چيز دگرگون مىگردد. در آغاز كودكى چنان ضعيف و ناتوان است كه نه تنها نمىتواند پشهاى را از خود دور كند، بلكه قدرت حفظ آب دهان را، در دهان ندارد و اگر از او به دقّت پرستارى نشود، هر لحظه با خطرى روبروست. دوران شيرخوارگى را، با تمام مشكلاتش پشت سر مىگذارد و با درد و رنج از شيرى كه شيره جان او بود، جدا مىشود و كمكم به راه مىافتد در حالى كه هيچ تجربهاى در زندگى ندارد و خطرات عظيمى از هر سو، زندگى او را تهديد مىكند، كمكم بر سر عقل مىآيد و هوش او كامل مىشود و تازه دردسرهاى او آغاز مىگردد، چرا كه از حجم مشكلات زندگى و گرفتارىها و محروميّتها باخبر مىشود، با چه زحمتى در ميان جمعى كه به همه چيز چسبيدهاند، جاى پايى براى خود باز مىكند و خانه و لانه و همسرى- با هزاران مشكل- براى خود برمىگزيند: مشكلاتى كه تا پايان عمر همراه اوست.
دوران پيرى كه نيروها از كف مىرود و انواع ضعفها و بيمارىها، در چشم و گوش و دست و پا و قلب و عروق و استخوانش ظاهر مىشود، مشكلات مضاعفى براى او مىآفريند. آرى سراى دنيا سرايى است كه با درد و رنج آغاز مىشود و با انواع گرفتاريها ادامه مىيابد! قرآن مجيد مىگويد: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ»؛ به يقين ما انسان را در رنج
[١] «عناء» به معناى رنج و مشقّت است و از همين رو به اسير «عانى» مىگويند، چرا كه در رنج و مشقّت است.