پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥ - چهره واقعى دنيا!
آتش جهنّم را با چشم خويش مشاهده مىكند و وحشت او- كه به خاطر جدايى از مال و مقام و زن و فرزند، به اوج خود رسيده- مضاعف مىشود.
سپس امام عليه السّلام در ادامه اين سخن اشاره به اين نكته مىكند كه آنچه درباره دنيا و ابناى دنيا بيان فرموده، مخصوص گذشتگان يا گروه معيّنى نبوده است و اين «آب شيرين و شور، بر خلايق مىرود تا نفخ صور» و تمام انسانها در دايره اين آزمايش بزرگ الهى قرار دارند و فرمان مرگ بر پيشانى همه نوشته شده و بقا و ابديّت مخصوص ذات خدا است، مىفرمايد: «و اين گونه، پيوسته نسلهاى بعد، به دنبال پيشينيان در حركتند، نه مرگ از تباه كردن آنها دست برمىدارد و نه بازماندگان (از سرنوشت پيشينيان عبرت مىگيرند و) از گناه و عصيان روىگردان مىشوند!» (و كذلك الخلف بعقب السّلف، لا تقلع المنيّة اختراما [١]، و لا يرعوي [٢] الباقون اجتراما [٣]).
آرى: «همچون آنان عمل مىكنند، و همانندشان گام برمىدارند، تا به پايان جهان برسند، و در مسير فنا قرار گيرند!» (يحتذون [٤] مثالا، و يمضون أرسالا [٥]، إلى غاية الانتهاء، و صيّور [٦] الفناء).
[١] «اخترام» از مادّه «خرم» (بر وزن چرم) به معناى پاره كردن و شكافتن است و در اينجا اشاره به حوادثى است كه رشته عمر انسان را پاره مىكند و نهال وجود انسان را ريشهكن مىسازد.
[٢] «يرعوى» از مادّه «رعو» (بر وزن سهو) به معناى بازگشت از جهل به سوى علم و اصلاح نمودن خويش است و جمله بالا (لا يرعوي الباقون اجتراما) اشاره به اين است كه «ديگران درست عبرت نمىگيرند و از گناهان بازگشت نمىكنند و به اصلاح خويش نمىپردازند».
[٣] «اجترام» از مادّه «جرم» به معناى گناه كردن است.
[٤] «يجتذون» از مادّه «حذو» (بر وزن حذف) به معناى انجام دادن كار مشابه است. به همين دليل به معناى اقتدا كردن در كارها آمده است و در جمله بالا، اشاره به اين است كه «باقى ماندگان، همچون پيشينيان به اعمال زشت خويش ادامه مىدهند».
[٥] «ارسال» جمع «رسل» (بر وزن عسل) به معناى گله حيوان است و در جمله بالا اشاره به اين است كه گروهى بدون فكر و مطالعه و انديشه، چشم و گوش بسته به دنبال ديگران حركت مىكنند.
[٦] «صيّور» (بر وزن قيّوم) از مادّه «صير» (بر وزن سيل) به معناى انتقال از حالتى به حالت ديگرى است و لذا «صيّور» به عاقبت و پايان و مسير هر كار اطلاق مىشود. (اين واژه، صيغه مبالغه است).