پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦ - ٢- مزاح و شوخطبعى از ديدگاه اسلام
٢- مزاح و شوخطبعى از ديدگاه اسلام
شكّى نيست كه روح انسان در مشكلات زندگى، زنگار مىگيرد و اگر از طريق تفريح و سخنان زيبا و لطيف، صيقل نيابد، فعّاليتهاى آينده براى انسان مشكل مىشود، به همين دليل، عقل و منطق و فطرت، ايجاب مىكند كه انسان، گه گاه مسايل خشك و پرزحمت و جدّى را رها كند و به مزاح و لطائف رو بياورد و اگر اين كار در حدّ اعتدال صورت گيرد، نه تنها نكوهيده نيست، بلكه بسيار پسنديده و گاهى لازم و واجب مىشود و بخشى از مسئله حسن خلق و گشادهرويى و اخلاق فاضله محسوب مىشود.
از سيره پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و امامان و بزرگان دين،- بلكه همه عقلا نيز- استفاده مىشود كه آنها در عمل، در طول زندگى خود، مزاح را به طور معتدل داشتند.
ولى بىترديد، اگر اين كار از حدّ اعتدال خارج شود و يا آميخته با گناه و غيبت و سخريّه و استهزا گردد و وسيله انتقامجويى و آبروريزى شود و كينههايى را كه انسان نمىتواند با كلمات جدّى، اظهار كند، از طريق شوخى ابراز نمايد، يكى از بدترين رذايل اخلاقى و صفات نكوهيده خواهد بود.
اگر مىبينيم در منابع اسلامى از مزاح گاهى به عنوان يك فضيلت و گاه به عنوان يك صفت رذيله ياد شده، اشاره به اين دو جنبه است.
براى تكميل اين بحث، به سراغ روايات اسلامى مىرويم و گلچينى از آن را به صورت فشرده از نظر مىگذرانيم:
١- در حديثى از امام كاظم عليه السّلام مىخوانيم كه يكى از يارانش سؤال كرد: «گاهى در ميان مردم سخنانى ردّ و بدل مىشود و مزاح مىكنند و مىخندند (اشكالى دارد؟) امام عليه السّلام فرمود:
«لا بأس ما لم يكن
، مانعى ندارد مادامى كه نباشد (اشاره به اينكه به گناه آلوده نشود) ...» سپس فرمود:
«إنّ رسول اللّه كان يأتيه الأعرابيّ، فيهدي له الهديّة ثمّ يقول مكانه، أعطنا ثمن هديّتنا! فيضحك رسول اللّه، و كان إذا اغتمّ، يقول: ما فعل الأعرابىّ؟ ليته أتانا
، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گاه، مرد عربى نزد او مىآمد و هديّهاى به او