پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦١ - ترجمه
بخش سوم
و آخر قد تسمّى عالما و ليس به، فاقتبس جهائل من جهّال، و أضاليل من ضلّال، و نصب للنّاس أشراكا من حبائل [حبال] غرور، و قول زور، قد حمل الكتاب على آرائه [رأيه]، و عطف الحقّ على أهوائه، يؤمن النّاس من العظائم، و يهوّن كبير الجرائم، يقول: أقف عند الشّبهات، و فيها وقع، و يقول: أعتزل البدع، و بينها اضطجع، فالصّورة صورة إنسان، و القلب قلب حيوان. لا يعرف باب الهدى فيتّبعه، و لا باب العمى فيصدّ عنه. و ذلك ميّت الأحياء!
ترجمه
ديگرى خويش را عالم خوانده، در صورتى كه عالم نيست. او يك سلسله از نادانىها را از جمعى نادان، اقتباس كرده و مطالبى گمراه كننده، از گمراهانى آموخته است و دامهايى از طنابهاى فريب و گفتههاى باطل، بر سر راه مردم نصب كرده است (تا نا آگاهان را به دام افكند) قرآن را بر اميال و خواستههاى خود تطبيق داده و حق را مطابق هوسهاى خويش تفسير كرده است. مردم را در برابر گناهان بزرگ ايمنى مىبخشد و جرايم سنگين را در نظرها سبك جلوه مىدهد. ادّعا مىكند كه من از شبهات اجتناب مىورزم، در حالى كه در آن غوطهور است! و مىگويد من از بدعتها دورى مىكنم، در حالى كه در ميان آنها آرميده است! بنابراين، چهره او چهره انسان است، ولى قلبش قلب حيوان. راه هدايت را نمىشناسد، تا از آن پيروى