پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٩ - خطبه در يك نگاه
اين بحث را با حديثى كه مىتواند شاهد گويايى بر هر دو بخش از خطبه باشد (من استغنى فيها فتن، و من افتقر فيها حزن) پايان مىدهيم، در حديثى از امام باقر عليه السّلام نقل شده است كه: «در عصر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرد فقيرى در ميان اهل صفّه بود به نام «سعد»، كه بسيار نيازمند بود و از ملازمين رسول خدا در تمام نمازها بود هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نياز شديد او را مشاهده مىكرد، بسيار اندوهگين مىشد، خداوند براى زدودن اين غم و اندوه از قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جبرئيل را فرستاد و عرض كرد: «آيا دوست دارى كه او را بىنياز كنى؟» پيامبر فرمود: «آرى!» جبرئيل دو درهم به پيامبر داد تا براى امر تجارت به «سعد» بدهد، پيامبر «سعد» را ديد فرمود: «آيا به روش تجارت آشنا هستى؟» عرض كرد: «چيزى نداشتم كه با آن تجارت كنم» فرمود:
«اين دو درهم را بگير و با آن طلب روزى كن!» سعد مشغول شد و چيزى نگذشت كه كار و كسب او بالا گرفت و ثروتمند شد، محل كسب و كار او نزديك مسجد بود، هنگامى كه بلال اذان مىگفت، او سرگرم تجارت خويش بود، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او مىفرمود: «مثل اينكه دنيا تو را به خود مشغول ساخته و از نماز بازماندهاى؟» عرض كرد: «مىفرماييد چه كنم؟ اموالم را ضايع كنم؟! اين مرد را كه مىبينيد چيزى از من خريده، مىخواهم پول آن را بگيرم، مىفرماييد نگيرم؟! آن ديگرى چيزى به من فروخته، بايد ثمن معامله را به او بپردازم مىفرماييد نپردازم؟!» پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بسيار اندوهناك شد، اندوهى بيش از زمان فقر «سعد»، در اين هنگام جبرئيل نازل شد عرض كرد: «خداوند از اندوه تو درباره «سعد» آگاه است كدام را بيشتر دوست دارى حالت سابقش را يا امروزش را؟» فرمود: «حالت سابقش را! چرا كه دنيا آخرتش را بر باد داد» جبرئيل عرض كرد: «آرى دنيا و اموال دنيا مايه فتنه و سرگمى و بازماندن از آخرت است، به سعد دستور ده، دو درهمى را كه روز اوّل به او دادى به تو بازگرداند، در اين صورت به حالت اوّل باز مىگردد!» پيامبر صلّى اللّه عليه و آله «سعد» را ملاقات كرد، فرمود: «نمىخواهى دو درهم ما را بدهى؟» عرض كرد: «دو درهم چيزى نيست دويست درهم مىدهم!» فرمود: «نه! همان دو