پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦ - محمّد بن ابى بكر و حكومت مصر
امام عليه السّلام در سخنى كه بوى مذمّت نسبت به بعضى از اطرافيانش از آن برمىخيزد، چنين فرمود: «من مىخواستم «هاشم بن عتبه» را زمامدار مصر كنم و اگر او را والى آن منطقه كرده بودم، عرصه را بر آنها (لشكر معاويه) خالى نمىگذارد و به آنها فرصت نمىداد» و قد أردت تولية مصر هاشم بن عتبة، و لو ولّيته إيّاها لما خلّى لهم العرصة [١]، و لا أنهزهم [٢] الفرصة.
اين سخن ظاهرا اشاره به اين دارد كه امام عليه السّلام با تمام علاقهاى كه به «محمّد بن ابىبكر» و ايمانى كه به صفا و صداقت او داشت، ترجيح مىداد شخص قويترى مانند «هاشم بن عتبه» معروف به «مرقال» را كه هم از «محمّد بن ابىبكر» شجاعتر بود و هم آزمودهتر و باتجربهتر، به جاى او به ولايت مصر برگزيند، ولى گويا گروهى از اصحابش اصرار به انتخاب «محمّد بن ابىبكر» داشتند، به دليل اين كه او فرزند «ابوبكر» بود و «مصريان» شناخت بيشترى روى او دارند، به علاوه در ماجراى عثمان و دادخواهى مردم «مصر» در برابر او، با «مصريان» همكارى و همگامى داشت. به همين دليل، از نفوذ بالايى در افكار مصريان برخوردار بود و پذيرش زيادى نسبت به او داشتند.
با اين حال امام عليه السّلام مىدانست كه «محمّد بن ابىبكر» كم سنّ و سال و كم تجربه است، گر چه امتيازات فراوانى دارد، ولى مقاومت او در برابر مشكلات به اندازه «هاشم» نيست، امّا اصحاب و ياران از اين ويژگىها كاملا آگاه نبودند و به حضرت فشار آوردند و اصرار كردند، همان فشارها و اصرارهايى كه شبيه آن در داستان
[١] «عرصه» از مادّه «عرص» (بر وزن غرس) به معناى بازى كردن و جست و خيز نمودن است و از آنجايى كه اين كار در جاهاى وسيع انجام مىشود، به صحن خانه و همچنين جاهايى از آن، كه بنايى ساخته نشده و ميدانگاههايى كه در ميان خانههاى شهر وجود دارد، اطلاق مىشود و «خالى نگذاشتن عرصه» كنايه از مجال ندادن به دشمن است.
[٢] «انهز» از مادّه «نهز» (بر وزن نبض) در اصل به معناى برخاستن و حركت كردن و يا حركت دادن است و «انتهاز فرصت» كنايه از غنيمت شمردن و استفاده كردن از فرصت است.