پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - مدح و تمجيد پروردگار
سپس امام عليه السّلام در يك مقايسه، ده صفت از اوصاف كمال و جمال او را با صفات مشابه در مخلوقات مقايسه كرده و بيگانگى صفات او را از صفات مخلوقات روشن مىسازد و نشان مىدهد كه حقيقت كمال، تنها در ذات پاك اوست و در غير او- همه چيز- در حال نقصان است! نخست مىفرمايد: «هر چه جز او به بيگانگى و وجدت توصيف شود، كم ارزش است» (كلّ مسمّى بالوحدة غيره قليل) اين سخن اشاره به نكته بسيار لطيفى در باب توحيد صفات و ذات خداست، زيرا وحدت درباره او حكايت از بىانتها بودن ذات و صفاتش مىكند، وحدت در آنجا به معناى بىنظير بودن و نامحدود بودن است در حالى كه وحدت، در مورد مخلوقات، وحدت عددى است و در جايى گفته مىشود كه در برابر آن كثرتى باشد و طبعا چنين وحدتى حكايت از قلّت مىكند، در حالى كه وحدت در ذات پاك او، حاكى از وسعت بىمانند وجود اوست، كه همه جا و در هر زمان بوده و هست و در عين حال زمان و مكانى ندارد. اين همان است كه در بالا به آن اشاره شد كه اوصاف، هنگامى كه به ذات خدا مىرسد، رنگ ديگرى مىگيرد، وحدتى كه همه جا نشانه كمبود است در آنجا به معناى وسعت بىنظير است.
در «توحيد صدوق» آمده است كه: «مرد عربى روز جنگ جمل برخاست و عرض كرد: اى امير مؤمنان! آيا تو مىگويى خداوند واحد است؟ مردم از هر سو به او حمله كردند و به او گفتند اى مرد عرب! اينجا جاى اين سؤالات است؟ (هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد) امير مؤمنان عليه السّلام فرمود: او را رها كنيد! مطلبى را كه اين مرد عرب مىخواهد همان چيزى است كه ما از دشمنان در اين ميدان مىخواهيم (اشاره به اينكه ما در طريق همين معارف پيكار مىكنيم)».
سپس فرمود:
«يا أعرابىّ إنّ القول في أنّ اللّه واحد على أربعة أقسام: فوجهان منها لا يجوز على اللّه عزّ و جلّ، و وجهان يثبتان فيه
، اى اعرابى! اينكه گفته مىشود خداوند