دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩
٢٧٨٧.كمال الدين: مخالفان ما [نيز] روايت مى كنند كه عيسى بن مريم عليه السلام از سرزمين كربلا عبور كرد و تعدادى آهو در آن جا ديد كه جمع شده بودند . آهوان ، گريان به سوى او آمدند . او نشست و حواريان نيز نشستند . او گريست و حواريان نيز گريستند، در حالى كه نمى دانستند چرا عيسى نشست و چرا گريست. گفتند: اى روح و كلمه خدا ! چرا گريه مى كنى؟ فرمود: آيا مى دانيد كه اين ، كدام سرزمين است؟ گفتند: نه . فرمود : اين ، سرزمينى است كه در آن ، فرزند پيامبر خدا ، احمد، و فرزند زنِ آزاده پاك و بتول ـ كه همانند مادر من است ـ ، كشته مى شود و دفن مى گردد، و آن ، خوش بوتر از مشك است ؛ زيرا آن ، گِل فرزند شهيدِ آن پيامبر است ـ و اين چنين است سرشت پيامبران و فرزندانشان ـ . اين آهوان، با من حرف مى زنند و مى گويند: در اين سرزمين ، به عشق خاكِ آن فرزندِ پاك مى چرند و گمان مى كنند كه در اين سرزمين ، در امان اند . آن گاه دستش را به پشكل آهوان زد و آنها را بوييد و فرمود: خداوندا ! اين پشكل ها را همواره باقى بدار تا پدرش آنها را ببويد و برايش تسلّى و دلدارى باشد. آنها تا دوران امير مؤمنان عليه السلام باقى ماندند تا ايشان آنها را بوييد و گريست و قصّه آن را هنگام گذر از كربلا بازگو كرد.
ر. ك: ج ٣ ص ٢٤٧ (بخش ششم / فصل سوم : پيشگوئي امير مؤمنان عليه السلام از شهادت امام حسين عليه السلام ) .