دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٢
٧ / ٢٠
مرتضى اميرى اسفندقه
٠ حاجيان را گفت : آن جا كعبه ، عريان مى شود در طواف كعبه ، آن جا جسمتان جان مى شود ٠ ٠ حج منم ، چشمانتان را وا كنيد ، اى حاجيان! كعبه ، بى من از شما مردم ، گريزان مى شود ٠ ٠ استطاعت هر كه دارد ، مى شود مُلحق به من هر كه نامرد است ، پشتِ كعبه پنهان مى شود ٠ ٠ گفت : در ذى الحجّه امسال ، شورى ديگر است گفت : در ماه محرّم ، عيدِ قربان مى شود ٠ ٠ آمد و در كربلا ، با آشنايان ، خيمه زد گفت با ياران كه : فردا ظهر ، توفان مى شود ٠ ٠ گفت با ياران كه : فردا خطبه ناخوانده اى گرم از نهج البلاغه ، باز عنوان مى شود ٠ ٠ خطبه خواهد خواند فردا خواهرم بى ذو الفقار گفت : فردا كاخ ظلم ، از ريشه ويران مى شود ٠ ٠ آمد و افتاد چشم حُرّ به چشم روشنش مشكل حُر ، با نگاهى گرم ، آسان مى شود ٠ ٠ حاجىِ از كاروان وا مانده اى گِرد حسين يك شبه مى گردد و در كعبه ، مهمان مى شود ٠ ٠ آمد و در كربلا ، حج را نمايش داد و رفت آن نمايش ، همچنان ، بى پرده اكران مى شود. [١] ٠
٧ / ٢١
نادر بختيارى
{٠ رو سوى خيمه ها ، ز دلِ دشت ، بى بهار اسبى عنان گسيخته ، برگشت ، بى سوار ٠} {٠ يك زن ، كه سخت هيئت مردانِ مرد داشت بعد از حسين ، يك دل توفان نورد داشت ٠} {٠ تا ديد غرق خون ، بدن چاك چاكِ شاه افكند خويش را تهِ گودالِ قتلگاه ٠} {٠ خورشيد ديده اى كه شود محو ماهتاب؟! مهتاب ديده اى كه بپيچد بر آفتاب؟! ٠} {٠ در بطن خون و خاك ، دو تنها تو ديده اى؟! در گودى مُغاك، دو دريا تو ديده اى؟! ٠} {٠ زن ها ، مگر كه خاك به دامان نمى كنند؟ يا آن كه موى خويش ، پريشان نمى كنند؟ ٠}
[١] رستاخيز لاله ها : ص ٢٣ .