دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٧
٦ / ٧
عُمّان سامانى (م ١٣٢٢ ق)
٠ نيست صاحبْ همّتى در نَشأتين [١] هم قدم ، عبّاس را بعد از حسين ٠ ٠ بُد به عشّاق حسينى ، پيشرو پاك خاطر آى و پاك انديش ، رو ٠ ٠ روز عاشورا ، به چشم پُر ز خون مَشك بر دوش آمد از شط ، چون بُرون ٠ ٠ شد به سوى تشنه كامان ، ره سِپَر تيرباران بلا را شد سپر ٠ ٠ پس فرو باريد بر وى ، تير تيز مَشك شد بر حالت او ، اشك ريز ٠ ٠ اشك ، چندان ريخت بر وى چشم مَشك تا كه چشم مَشك ، خالى شد ز اشك ٠ ٠ تا قيامت ، تشنه كامان ثواب مى خورند از رَشحه آن مَشك ، آب ٠ ٠ بر زمين، آب تعلّق ، پاك ريخت وز تعيّن بر سر آن ، خاك ريخت ٠ ٠ هستى اش را دست از مستى فشانْد جز حسين اندر ميان ، چيزى نماند. [٢] ٠
{٠ ...پس ز جان، بر خواهر استقبال كرد تا رُخش بوسد، الف را دال كرد ٠} {٠ همچو جان خود، در آغوشش كشيد اين سخن، آهسته بر گوشش كشيد ٠} {٠ كاى عنان گير من، آيا زينبى؟ يا كه آه دردمندان در شبى؟ ٠} {٠ پيش پاى شوق، زنجيرى مكن راه عشق است اين، عنان گيرى مكن ٠} {٠ با تو هستم ـ جان خواهر ـ همسفر تو به پا اين راه كوبى، من به سر ... ٠} {٠ هست بر من ناگوار و ناپسند از تو ـ زينب ـ گر صدا گردد بلند ٠} {٠ هر چه باشد، تو على را دخترى ماده شيرا! كى كم از شير نرى؟! ٠} {٠ با زبان زينبى، شاه آنچه گفت با حسينى گوش، زينب مى شنفت ٠}
[١] كنايه از دنيا و آخرت است .[٢] گنجينة الأسرار : ص ١٠١.