دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٦
٠ با دشمنان دين ، نتوان كرد آنچه تو با مصطفى و حيدر و اولاد كرده اى ٠ ٠ حلقى كه سوده لعل لب خود ، نبى بر آن آزرده اش به خنجر بيداد كرده اى ٠ ٠ ترسم تو را دَمى كه به محشر در آورند از آتش تو دود به محشر بر آورند. ٠ ٠ خاموش ـ محتشم ـ كه دل سنگ ، آب شد بنياد صبر و خانه طاقت ، خراب شد ٠ ٠ خاموش ـ محتشم ـ كه از اين حرفِ سوزناك مرغ هوا و ماهى دريا ، كباب شد ٠ ٠ خاموش ـ محتشم ـ كه از اين شعر خون چكان در ديده ، اشك مستمعان ، خونِ ناب شد ٠ ٠ خاموش ـ محتشم ـ كه از اين نظم گريه خيز روى زمين به اشك جگرگون ، [١] خضاب شد ٠ ٠ خاموش ـ محتشم ـ كه فلك ، بس كه خون گريست دريا ، هزار مرتبه ، گلگون حباب شد ٠ ٠ خاموش ـ محتشم ـ كه ز سوز تو ، آفتاب از آه سرد ماتميان ، ماهتاب شد ٠ ٠ خاموش ـ محتشم ـ كه ز ذكر غم حسين جبريل را ز روى پيمبر ، حجاب شد ٠ ٠ تا چرخ سِفله بود ، خطايى چنين نكرد بر هيچ آفريده ، جفايى چنين نكرد. [٢] ٠
[١] اشك جگرگون : اشك خون آلود .[٢] ديوان مولانا محتشم كاشانى : ص ٢٨٠ ـ ٢٨٥ .