دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٦
بَرَند تا به جايى كه كفن از بوريا دارد حسين ٠ ٠ بردن اهل حرم ، دستور بود و سرّ غيب ور نه اين بى حرمتى ها،كِى روا دارد حسين؟ ٠ ٠ سَروران ، پروانگان شمع رخسارش ، ولى چون سحر ، روشن كه سر از تن جدا دارد حسين ٠ ٠ سر به قاچ زين نهاده ، راه پيماى عراق مى نمايد خود كه عهدى با خدا دارد حسين ٠ ٠ او وفاى عهد را با سر كند سودا ، ولى خون به دل از كوفيانِ بى وفا دارد حسين ٠ ٠ دشمنانش ، بى امان و دوستانش ، بى وفا با كدامين سر كند ؟ مشكل دو تا دارد حسين ٠ ٠ سيرت آل على، با سرنوشت كربلاست هر زمان از ما ، يكى صورت نما دارد حسين ٠ ٠ آبِ خود با دشمنان تشنه ، قسمت مى كند عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين ٠ ٠ دشمنش هم آب مى بندد به روى اهل بيت داورى بين با چه قوم بى حيا دارد حسين ٠ ٠ بعد از اينش صحنه ها و پرده ها اشك است و خون دل تماشا كن چه رنگين سينما دارد حسين ٠ ٠ ساز عشق است و به دل، هر زخم پيكان ، زخمه اى گوش كن ، عالم پُر از شور و نوا دارد حسين ٠ ٠ دست آخر كز همه بيگانه شد ، ديدم هنوز با دمِ خنجر ، نگاهى آشنا دارد حسين ٠ ٠ شمر گويد: گوش كردم تا چه خواهد از خدا جاى نفرين هم به لب ديدم دعا دارد حسين ٠ ٠ اشك خونين گو بيا بنشين به چشم «شهريار» كاندر اين گوشه ، عزايى بى ريا دارد حسين. [١] ٠
٧ / ١٤
محمّد شرمى(م ١٣٧١ ش)
{٠ چون تير خصم ، حنجر آن طفل ، پاره كرد از حال رفت و بر پدر خود ، نظاره كرد ٠} {٠ زان يك نگاه، زد به دل قدسيان ، شرار امّا به قلب شاه ، فزون تر شراره كرد ٠}
[١] ديوان شهريار : ج ١ ص ٧٠ .