دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٢
٠ اين عرصه نيست جلوه گه روبَه و گُراز شيرافكن است باديه ابتلاى ما ٠ ٠ همراز بزم ما نبُود طالبان جاه بيگانه بايد از دو جهان ، آشناى ما ٠ ٠ برگردد آن كه با هوسِ كشور آمده سرناورَد به افسر شاهى ، گداى ما ٠ ٠ ما را هواى سلطنت مُلكِ ديگر است كاين عرصه نيست در خور فرّ هماى ما ٠ ٠ يزدان ذو الجلال ، به خلوت سراى قدس آراسته است بزم ضيافت براى ما ٠ ٠ برگشت هر كه طاقت تير و سِنان نداشت چون شاه تشنه ، كار به شمر و سَنان نداشت. ٠ ٠ اى در غم تو ارض و سَما ، خون گريسته ماهى در آب و وحش به هامون ، گريسته ٠ ٠ وى روز و شب به ياد لبت ، چشم روزگار نيل و فرات و دجله و جيحون ، گريسته ٠ ٠ از تابش سرت به سِنان ، چشم آفتاب اشك شفق به دامن گردون ، گريسته ٠ ٠ در آسمان زِ دود خيامِ عفاف تو چشم مسيح ، اشك جگرگون ، گريسته ٠ ٠ با درد اشتياق تو در وادىِ جنون ليلى بهانه كرده و مجنون گريسته ٠ ٠ تنها نه چشم دوست ، به حال تو اشكبار خنجر به دست قاتل تو ، خون گريسته ٠ ٠ آدم ، پىِ عزاى تو از روضه بهشت خرگاه درد و غم زده بيرون ، گريسته ٠ ٠ گر از اَزَل تو را سرِ اين داستان نبود اندر جهان ، ز آدم و حوّا ، نشان نبود. ٠ ٠ قتل شهيد عشق ، نه كار خدنگ بود دنيا براى شاه جهاندار ، تنگ بود ... ٠ ٠ از عشق پرس حالتِ جانبازى حسين پاى بُراق عقل در اين عرصه ، لَنگ بود ٠ ٠ احمد ، اگر به ذِروه قَوسَين عروج كرد معراج شاه تشنه ، به سوى خَدَنگ بود ... [١] ٠
[١] اشاره به آيه ٩ از سوره نجم : «فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى» (در داستان معراج) است و چون«قوس» به معنى كمان است ، در پى آن ، گفته است : اگر معراج پيامبر اكرم٩ به سوى قلّه «قاب قوسين» بوده ، معراج امام حسين عليه السلام به سوى تير و خدنگ است .[٢] آتشكده نيّر : ص ١٠٧ ـ ١٢٠ .