دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١١
٢٨٤١.الفتوح ـ در يادكرد ديدار حسين عليه السلام با ابن عبّاس و: ابن عبّاس و ابن عمر، در آن هنگام ، سخت گريستند . حسين عليه السلام هم لَختى با آنها گريست و آن گاه با آن دو ، خداحافظى كرد . ابن عمر و ابن عبّاس به مدينه رفتند و حسين عليه السلام در مكّه ماند.
٢٨٤٢.كتاب سُلَيم بن قيس: وقتى حسين بن على عليه السلام كشته شد، ابن عبّاس، سخت گريست و آن گاه گفت: اين امّت ، پس از پيامبرش ، با چه مواجه شده است؟! خداوندا ! تو را گواه مى گيرم كه من ، دوست على بن ابى طالب و فرزندانش هستم و از دشمن او و دشمن فرزندانش بيزارم . من، فرمانبر دستور آنان هستم.
٤ / ١٨ ـ ٢
محمّد بن حنفيّه [١]
٢٨٤٣.أنساب الأشراف: خبر رفتن حسين عليه السلام ، زمانى به ابن حنفيّه رسيد كه در حال وضو گرفتن بود . پس گريه كرد تا جايى كه صداى ريخته شدن اشك هايش در تَشت ، شنيده شد.
٢٨٤٤.تاريخ الطبرى ـ به نقل از هشام بن وليد ، از كسى كه شاهد ماجرا ب: حسين بن على عليه السلام با خانواده اش از مكّه عازم شد و محمّد بن حنفيّه در مدينه بود. خبر عزيمت ايشان به وى رسيد، در حالى كه در تَشتى وضو مى گرفت . او چنان گريست كه صداى گريه اش را شنيدم و قطره هاى اشكش در تَشت ريخت .
ر . ك : ج ٥ ص ٣٣ (بخش هفتم / فصل ششم / محمّد بن حنفيه) .
[١] راجع : ج ٣ هامش ص٤٢٧ .