دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٩
٠ فصل عزا آمد و دل ، غم گرفت خيمه دل ، بوى محرّم گرفت ٠ ٠ زهره منظومه زهرا ! حسين! كُشته افتاده به صحرا ! حسين! ٠ ٠ دست صبا ، زلف تو را شانه كرد بر سرن نى ، خنده مستانه كرد ٠ ٠ چيست لب خشك و ترك خورده ات ؟ چشمه اى از زخمِ نمك خورده ات ٠ ٠ روشنى خلوت شب هاى من ! بوسه بزن بر تب لب هاى من ٠ ٠ تا زغم غربت تو ، تب كنم ياد پريشانى زينب كنم ٠ ٠ آه از آن لحظه كه بر سينه ات بوسه نشاندند لبِ تيرها ! ٠ ٠ آه از آن لحظه كه بر پيكرت زخم كشيدند به شمشيرها ! ٠ ٠ آه از آن لحظه كه اصغر شكفت در هدفِ چشم كمانگيرها ! ٠ ٠ آه از آن لحظه كه سجّاد شد هم نفسِ ناله زنجيرها ! [١] ٠
{٠ قوم به حج رفته ، نه حج رفته اند بى تو ، در اين باديه ، كج رفته اند ٠} {٠ كعبه تويى ! كعبه بجز سنگ نيست آينه اى مثل تو بى رنگ نيست ٠} {٠ آينه رهگذر صوفيان سنگْ نصيب گذر كوفيان ٠} {٠ كوفه ، دَم از مهر و وفا مى زدند شام ، تو را سنگ جفا مى زدند ٠} {٠ كوفه اگر آينه ات را شكست شام ، از اين واقعه ، طرفى نيست ٠} {٠ كوفه اگر تيغ و تَبَرزين شود شام ، اگر يكسره آذين شود ٠} {٠ مرگ ، اگر اسب مرا زين كند خون مرا ، تيغ تو تضمين كند ٠} {٠ آتش پرهيز ، نبُرّد مرا تيغ اجل نيز نبرّد مرا ٠} {٠ بى سر و سامان تو ام ، يا حسين ! دست به دامان تو ام ، يا حسين ! ٠} {٠ جان على ، سلسله بندم مكن گَردم ! از خاك ، بلندم مكن ٠} {٠ عاقبت ، اين عشق ، هلاكم كند در گذر كوى تو ، خاكم كند ٠}
[١] سخنوران نامى معاصر ايران : ج ١ ص ٧١ .