دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦١
اين همه ، نمايانگر آن است كه شيعه ، با آموزه هاى ارجمند پيشوايانش ، از جريان عزادارى عاشورا و يادكرد حادثه كربلا ، چونان حركتى فكرى ، انقلابى و دينى ، حراست كرده و از هر فرصتى براى برپايى آن ، بهره جُسته است . اكنون شايسته است در پايان اين بخش، سخن بلند و ارجمند معلّم امّت ، شيخ مفيد ، عالم بزرگ شيعى اين دوران را ـ كه در تدوين و شكل گيرى باور شيعى در دوره غيبت، سهم بزرگى دارد ـ در باره روز عاشورا بياوريم : روز دهم محرّم ، روز شهادت آقايمان ابا عبد اللّه ، امام حسين عليه السلام به سال ٦١ ق ، روز تجديد اندوه آل محمّد صلى الله عليه و آله و پيروانشان است . از امام صادق عليه السلام و امام باقر عليه السلام روايت شده كه در اين روز از كامجويى و لذّت ، خوددارى شود و مراسم عزا برپا گردد و از خوردن و آشاميدن تا ظهر ، خوددارى شود و بعد از ظهر ، غذايى به مقدار غذاى مصيبت ديده ، مانند شير ، خورده شود و از غذا و نوشيدنىِ گوارا و لذيذ استفاده نشود . {-٥-}
عزادارى در مصر
با استقرار دولت فاطميان ـ چنان كه گذشت ـ گروهى از شيعيان، در روز عاشورا بر مزار دو امام زاده آن ديار ، يعنى امّ كلثوم و نفيسه ، اقامه عزا مى كردند كه پس از مدّتى در داخل شهر قاهره و در مشهد الحسين عليه السلام ، اين جريان را ادامه دادند و در اين حكومت ، عزادارى ، شكل حكومتى يافت و با تشريفات ، انجام مى شد [٢] كه چگونگى
[١] در المنتظم (ج ١٤ ص ٢١٠) در يادكرد رويداد سال ٣٦١ ق ، آمده است : مراسمى كه در هر عاشورا برپا مى شداز قبيل : بستن بازارها و تعطيلى داد و ستد و آويختن پارچه سياه ، در بغداد اجرا مى شد . در البداية و النهاية (ج ٨ ص ٢٠٢) نيز آمده است : رافضى ها در دولت آل بويه ، زياده روى كردند و در حدود سال چهارصد در روز عاشورا در شهرهايى مانند بغداد ، طبل ها به صدا در مى آمد و در كوچه و بازار ، خاكستر و كاه مى پاشيدند و بر درِ مغازه ها پارچه سياه مى آويختند و مردم ، اندوهناك و گريان ، ظاهر مى شدند و بسيارى از مردم براى همراهى و همدلى با حسين ـ كه تشنه كشته شد ـ ، آب نمى نوشيدند و زن ها صورت هايشان را باز مى كردند و نوحه سرايى مى نمودند و به سينه و صورت مى كوبيدند و پابرهنه در كوچه و بازار راه مى افتادند .[٢] در الكامل فى التاريخ (ج ٥ ص ٣٣٦) و البداية و النهاية (ج ١١ ص ٢٨٦) در يادكرد رويداداهاى سال ٣٥٠ ق ، آمده است : دهم عاشوراى اين سال ، بازارهاى بغداد ، تعطيل شدند و مردم ، آنچه را كه پيش تر گفته شد ، كردند . آشوب بزرگى ميان شيعيان و اهل سنّت برپا شد . تعداد زيادى زخمى شدند و اموال به يغما رفت .[٣] در المنتظم (ج ١٥ ص ٣٧) در يادكرد رويدادهاى سال ٣٩٣ ق ، آمده است : فرمانده سپاه ، مردم كرخ و باب الطاق را در روز عاشورا ازنوحه سرايى در زيارتگاه ها و آويختن پارچه مشكى در بازارها ، منع كرد و آنها هم نكردند . او مردم باب البصره و باب الشعير را هم در آنچه به قتل مصعب بن زبير بن عوام نسبت داده شده است ، از چنين كارى منع كرد .[٤] سال ٤٥٨ رسيد و از جمله رويدادهاى آن : مردم كرخ ، مغازه هايشان رادر روز عاشورا بستند و زنان را آوردند و براى حسين عليه السلام بر اساس رسم پيش ترها ، نوحه سرايى كردند . اين اتّفاق هم رخ داد كه جنازه مردى را از باب المحول تا كرخ با نوحه و مرثيه سرايى آوردند و مردان بر همان شيوه مرثيه سرايى بر حسين عليه السلام ، نوحه سرايى كردند . خليفه اين را بر طاهر ابو غنائم معمّر بن عبيد اللّه ، رئيس و بزرگ سادات علوى ، ايراد گرفت و وى يادآورى كرد كه خبر نداشته ، و بعد از آن كه اتّفاق افتاده ، خبردار شده ، و زمانى كه متوجّه آن شده ، برخورد كرده و جلو آن را گرفته است (المنتظم : ج ١٦ ص ٩٤ ، البداية و النهاية : ج ١٢ ص ٩٣) .[٥] مَسارّ الشيعة : ص ٦٠ .[٦] ابن طوير گفته : روز دهم محرّم ، خليفه از مردم ، كناره مى گرفت و وقتى ساعاتى از روز مى گذشت ، رئيس ديوان قضا (قاضى القضات) و شهود ، لباس رسمى شان را عوض مى كردند ـ همان گونه كه امروز هستند ـ و به مزار حسين عليه السلام مى رفتند . پيش ترها هم در جامع الأزهر به اين رسم ، عمل مى شد ، و زمانى كه با همراهانشان از خوانندگان حاضر و صدرنشينان در مجالس ، در مزار مى نشستند ، وزير مى آمد و در صدر مجلس مى نشست و قاضى و ميزبان در دو طرفش مى نشستند و خوانندگان به نوبت مى خواندند و گروهى از شاعران ـ غير از شاعران خليفه ـ در مصيبت اهل بيت ، مرثيه مى سرودند . اگر وزير رافضى بود ، غلو مى كردند و اگر سنّى بود ، اعتدال را رعايت مى كردند و اين مراسم ، تا سه ساعت ادامه داشت . آن گاه با رؤساى نمايندگان و سفيران ، به كاخ دعوت مى شدند و نيز وزير بر مركب ، سوار مى شد و در حالى كه دستمالى كوچك [بر گردن] داشت ، به خانه اش مى رفت و قاضى القضات و ميزبان و همراهان آن دو هم وارد باب الذهب مى شدند. سكّوهاى تالارها به جاى قالى ، با حصير فرش شده و جايى كه سكّو نداشت ، نيمكت در كنار سكّوها قرار داده شده بود تا فرش سكّوها تكميل شود . صاحب خانه در آن جا مى نشست و قاضى و داعى هم در كنارش مى نشستند و مردم بر حسب جايگاه اجتماعى شان به ترتيب مى نشستند و خوانندگان و شاعران مى خواندند و مى سرودند و خوان اندوه ، پهن مى شد و در حدود هزار ظرف عدس ، نمكسودها ، ترشيجات ، پنير و شير و عسل و كلوچه و نان كه رنگش با شاخه درخت خار دگرگون شده بود ، بر آن مى گذاشتند . ظهر كه نزديك مى شد ، صاحب خانه و ميزبان ، بر آستانه در مى ايستاد و مردم براى خوردن ، وارد مى شدند . قاضى و داعى هم مى آمدند و صاحب خانه به نيابت از وزير مى نشست و آنها هم در كنار او مى نشستند . كسانى هم بودند كه براى خوردن حضور پيدا نمى كردند و كسى هم آنها را وادار به اين كار نمى كرد . وقتى مردم از خوردن غذا فارغ مى شدند ، به همان صورتى كه براى عزا آمده بودند ، سواره به منزلشان باز مى گشتند و نوحه سرايان در آن روز در شهر قاهره مى چرخيدند ، و فروشندگان ، مغازه هايشان را تا عصر مى بستند ، و مردم ، عصرگاهان، آنها را باز مى كردند و فروشندگان به داد و ستد مى پرداختند (الخطط المقريزية : ج٢ ص٢٩١) . ابن تغرى نيز در ادامه اين گزارش افزوده است : اين ، رسم خلفاى فاطمى در مصر از نفر اوّل آنها المعزّ لدين اللّه ، تا نفر آخرينشان العاضد لدين اللّه بود (النجوم الزاهرة : ج ٣ ص ١٥٣ حوادث سال ٤٨٨ ق) .[٧] در الخطط المقريزيّة (ج ٢ ص ٢٨٤) در باره محلّ دفن سر شريف ، آمده است : در كنار قبّة الديلم در باب«دهليز الخدمة (تالار خادمان)» به خاك سپرده شد و هر كس وارد بر خادمان مى شد ، در برابر قبر ، بوسه ادب بر زمين مى زد . در روز عاشورا در كنار قبر ، شتر و گاو و گوسفند مى كشتند و بسيار مرثيه سرايى مى كردند و مى گريستند و به كشندگان حسين عليه السلام ، ناسزا مى گفتند . اين رسم ، همچنان ادامه داشت تا اين كه عمر دولتشان سر آمد . نيز ، ر . ك : الخطط المقريزيّة: ج ٢ ص ٢٩٠ ـ ٢٩١ .[٨] العاضد در روز عاشوراى سال ٥٦٧ در گذشت و با مرگ او ، دولت فاطمى ها درمصر منقرض شد (النجوم الزاهرة : ج ٥ ص ٣٥٦) .[٩] خلفاى فاطمى در طول سال ، عيدها و مراسمى داشتند . اين مراسم ها، عبارت بودند از: آيين آغازِ عام (عام به يك دوره زمانى گفته مى شود كه تابستان و زمستان كامل داشته باشد) و سنه (به سالى كه بر اساس قرار ، از روزى خاص شروع مى شود و در همان روز به پايان مى رسد ، هر چند از نيمه تابستان و زمستان باشد) ، روز عاشورا ، تولّد پيامبر صل الله عليه وآله و ... . مردم ، روز عاشورا را روز اندوه مى دانستند و در آن ، بازارها را تعطيل مى كردند و بسا خوان بزرگى به نام سفره اندوه، پهن مى كردند كه تفصيلش در بخش مشهد حسينى گفته شد . از اين روز ، بسيار به مردم، صِله عطا مى شد. تا زمانى كه دولت هاى ايّوبى حاكم بودند ، روز عاشورا روز شادى بود و در آن ، مردم به خانواده خود ، بيشتر رسيدگى مى كردند و غذاهاى زيادى تهيّه مى كردند و شيرينى جات مى پختند و از ظرف هاى نو استفاده مى كردند ، آرايش مى كردند و به عادت شاميان ـ كه حَجّاج در ايّام عبد الملك بن مروان برايشان عيد مقرّر كرد ـ ، حمام مى رفتند ، تا با اين كار ، شيعيان على بن ابى طالب ـ كرّم اللّه وجهه ـ را كه روز عاشورا را ـ كه حسين بن على در آن كشته شده ـ روز اندوه و عزا مى دانستند ، تحقير و خوار كنند . ما آثار كارهاى دولت هاى ايّوبى را كه عاشورا را روز شادى و دست و دلبازى مى دانستند ، ديده بوديم (الخطط المقريزيّة : ج ٢ ص ٣٨٩) .[١٠] متن اين نقل تاريخى ، در پاورقى بخش بعد (قرن ششم هجرى) آمده است .