دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠١
قيصر امين پور(م ١٣٨٦ ش)
٠ خوشا از دل ، نَم اشكى فشاندن به آبى ، آتش دل را نشاندن ٠ ٠ خوشا زان عشقبازان ، ياد كردن زبان را زخمه فرياد كردن... ٠ ٠ سرى بر نيزه اى ، منزل به منزل به همراهش هزاران كاروان ، دل ٠ ٠ چگونه پا ز گِل بردارد اُشتُر كه با خود ، بارى از سر دارد اُشتُر؟ ٠ ٠ گران بارى به محمل بود ، بر نى نه از سر ، بارى از دل بود بر نِى ٠ ٠ چو از جان ، پيش پاى عشق ، سر داد سرش بر نِى ، نواى عشق ، سر داد ٠ ٠ به روى نيزه و شيرين زبانى عجب نَبْود ز نِى ، شكّرفشانى ٠ ٠ اگر نِى ، پرده اى ديگر بخواند نيستان را به آتش مى كشانَد ٠ ٠ سزد گر چشم ها در خون نشينند چو دريا را به روى نيزه بينند ٠ ٠ شگفتا ، بى سر و سامانىِ عشق! به روى نيزه ، سرگردانىِ عشق! ٠ ٠ ز دست عشق ، عالَم در هياهوست تمام فتنه ها زير سرِ اوست. [١] ٠
٧ / ١٩
رضا اسماعيلى
٠ آيينه شدى تا كه خدا در تو درخشيد خورشيدترين حادثه ها در تو درخشيد ٠ ٠ بر دوست ، همان روز كه با حنجره خون گفتى تو : «بلى» ، كرب و بلا در تو درخشيد ٠ ٠ شد كرب و بلا ، كعبه تو ، حجّ تو مقبول! گفتى تو چو «لبّيك» ، بلا در تو درخشيد ٠ ٠ اى معجزه سرخ ! به ايثار تو سوگند تو خون خدايى كه خدا در تو درخشيد. [٢] ٠
[١] آينه در كربلاست : ص ٣٣ ـ ٣٤ .[٢] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١٥٥٩ .