دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٧
٠ يعنى كه : اى پدر ! دگرم غصّه ات مباد پيكان جور ، بر عطشم خوبْ چاره كرد ٠ ٠ شه خواست تا به راحتى ، آن طفل ، جان دهد قنداقه وى ، از سر شمشير ، پاره كرد ٠ ٠ پاشيد خون حلق على را به آسمان افلاك را ز قطره خون ، پُرستاره كرد ٠ ٠ يك قطره خون حنجر او بر زمين نريخت سلطان دين ، سپاس گزارى ، دوباره كرد ٠ ٠ تا روى سينه پدر ، آن طفل ، جان سپُرد وان گه حسين ، تهنيت بى شماره كرد ٠ ٠ كاى دوست ! اين تو ، وين محك، اين امتحان من! در كار عاشقانه ، مباد استشاره كرد ٠ ٠ من عاشقم ، به دست من اينك ، سَنَد بُود با خون خود ، گواهى ام اين شيرخواره كرد ٠ ٠ دارم هنوز جان، اگرم سوخت بال و پر پروانه را ز شمع ، نشايد كناره كرد. [١] ٠
٧ / ١٥
محمّدعلى مردانى(م ١٣٧٨ ش)
{٠ اى تشنه اى كه بر لب دريا گريستى از ديده ، خون ز مرگ اَحِبّا گريستى ٠} {٠ تنها نه بهر تشنه لبان ، اشك ريختى ديدى چو كام تشنه سقّا گريستى ٠}
[١] هديه عشق : ص ١٣٠ .