دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢١
٠ عرفان، به پاى رفعتِ او بوسه مى نهاد بر شانه هاى عزم، ستون از جلال داشت ٠ ٠ زينب، شُكُوه بود، زنى بى سُتوه بود زن بود و همترازِ دل و دستِ كوه بود! [١] ٠
٧ / ٤١
سيّد على ميرباذل
٠ سراپا تشنگى، امّا دلش درياتر از دريا و رقصى در ميان خون خود ، زيباتر از زيبا ٠ ٠ چه شورى داشت آن شيدايى ات ، بالا بلند من كه در ميدان دل ، سر بُرده اى بالاتر از بالا ٠ ٠ هزاران ارغوان ، در شعله هاى زخم تو پنهان ميان آن همه سوز عطش ، پيداتر از پيدا ٠ ٠ نمى دانم چرا آبى ترين رود جهان حتّى نَزَد آبى به كام تشنه سقّاتر از سقّا ٠ ٠ به روز واقعه ، آوازى از جنس دگر خواندى و مى ديدى صدايت مى زند فرداتر از فردا ٠ ٠ گلويت را ملائك ، بوسه مى دادند و مى ديدند خدا هم بوسه مى زد بر لبت ، تنهاتر از تنها ٠ ٠ به پاى نينوا ، ما بينوايان ، محشرى داريم كه اين محشر به بوى تو شود كُبراتر از كبرا ٠ ٠ تو ، اى آزاده ، اى خون خدا ، عاشق ترين عاشق! دل ما از قيام تو شده شيداتر از شيدا. [٢] ٠
٧ / ٤٢
سيمين دخت وحيدى
{٠ ناگاه، باغ سبز پيمبر سوخت آيينه شجاعت حيدر سوخت ٠} {٠ آتش گرفت فاطمه را گلزار سرو بلندِ قامت اكبر سوخت ٠} {٠ در حجم نينواى عطش پرورد يك باغ از تبارِ صنوبر سوخت ٠}
[١] از گلوى غمگِنِ فُرات (تركيب بند عاشورايى): ص ٤ ـ ٨.[٢] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١٥١١ ـ ١٥١٢ .