دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٦
٠ در عمق يادش نهفته است خشمى كه پايان ندارد در زير خاكستر او ، گُل هاى آتش ، شكوفاست ٠ ٠ در جان او ريشه كرده است عشقى كه زخمى ترين است زخمى كه از جنس گودال ، امّا به ژرفاى درياست ٠ ٠ داغى كه از جنس لاله است،در چشم اشكش شكفته است؟ يا سركشى هاى آتش ، در آب و آيينه پيداست؟ ٠ ٠ هم زين او واژگون است ، هم يال او غرقِ خون است جايى كه بايد بيفتد از پاى ، زينب ، همين جاست ٠ ٠ دارد زبان نگاهش ، با خود ، سلام و پيامى گويى سلامش به زينب ، امّا پيامش به دنياست: ٠ ٠ از پا سوار من افتاد ، تا آن كه مردى بتازد در صحنه هايى كه امروز ، در عرصه هايى كه فرداست ٠ ٠ اين اسبِ بى صاحب، انگار ، در انتظار سوارى است تا كاروان را براند ، در امتدادى كه پيداست. [١] ٠
{٠ كربلا را مى سرود اين بار روى نيزه ها با دو صد ايهام معنى دار، روى نيزه ها ٠} {٠ نينوايى شعر او از ناى هفتاد و دو نى مثل يك ترجيع، شد تكرار روى نيزه ها ٠} {٠ چوب خشك نى به هفتاد و دو گل، آذين شده است لاله ها را سر به سر بشمار روى نيزه ها ٠}
[١] سخنوران نامى معاصر ايران : ج ٢ ص ٧٦٦ .