دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩
٠ روزى كه پا به دايره كربلا نهاد بشنو چه ها كشيد زچرخ ستم شعار: ٠ ٠ از زخم تير بر بدن نازنين او صد روزن از بهشت برين گشت آشكار ٠ ٠ لعل لبى كه بوسه گه جبرئيل بود بى آب شد زسنگ دلى هاى روزگار ٠ ٠ رنگين زخون شده است زبى رويى سپهر رويى كه مى گذاشت بر او مصطفى، عذار ٠ ٠ طفلى كه ناقةُ اللّه ِ او بود مصطفى خصم سياه دل ، شده بر سينه اش سوار! ٠ ٠ عيسى، در آسمان چهارم گرفت گوش پيچيد بس كه نوحه در اين نيلگون حصار ٠ ٠ نتوان سپهر را به سرانگشت برگرفت چون نيزه برگرفت سر آن بزرگوار؟! ٠ ٠ در ماتم تو ، چرخ، به سر، كاه ريخته ست اين نيست كهكشان كه زگردون شد آشكار ٠ ٠ از بس كه طايران هوا ، خون گريستند از ماتم تو ، روى زمين گشت لاله زار ٠ ٠ خضر و مسيح را به نَفَس، زنده مى كند آنها كه در ركاب تو كردند جان، نثار ٠ ٠ بِگْرى، [١] كه اشك ماتميان حسين را عرش، التماس مى كند از بهر گوشوار ٠ ٠ چون خاك كربلا نشود سجده گاه عرش؟ خون حسين ريخت بر آن خاك مُشكبار ٠ ٠ صائب! ازين نواى جگر سوز، لب ببند كز استماع آن ، جگر سنگ، شد فگار [٢] ٠
٠ اى كوثر مروت! هر چند با حسين سنگين دلى نمود فرات ستيزه كار ٠ ٠ از بهر پاك كردن راه گناه خويش امروز آمده است به مژگان اشكبار ٠ ٠ از دور ، در مقام ادب ايستاده است با جبهه پر از عرق شرم، چون بهار ٠ ٠ چون رحمت تو شامل ذرّات عالم است اين جرم را به روى عرقناك او ميار ٠ ٠ رخصت بده كه از سر اخلاص، تا به حشر برگرد روضه تو بگردد به اعتذار ... . [٣] ٠
[١] گريه كن.[٢] كليات صائب تبريزى: ص ٨٠٥.[٣] كليات صائب تبريزى : ص ٨٠٦ .