دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٢
٥ / ٢٠
داورى شيرازى (م ١٢٨٢ ق)
{٠ چون قوم بنى اسد رسيدند يك دشت، تمام ، كشته ديدند ٠} {٠ شه كُشته ، همه سپاه ، كُشته يك طايفه، بى گناه ، كُشته ٠} {٠ صحرا ، همه لاله زار گشته يك كُشته ، دو صدهزار گشته ٠} {٠ باغى گُل و سرو ، بار داده گل ريخته ، سروها فِتاده ٠} {٠ گُل ها همه ، خونِ ناب خورده افسرده و آفتابْ خورده ٠} {٠ هر گوشه ، تنى هزار پاره صد پاره يكى هزار باره ٠} {٠ هر سوى كه شد كسى خرامان خون شهدا گرفت دامان ٠} {٠ سرها ز بدن ، جدا فتاده سرگشته ، به پيشِ پا فتاده ٠} {٠ گفتند كه : يا رب ! اين چه حال است؟ اين واقعه ، خواب يا خيال است؟ ٠} {٠ اينان كه ز سرْ گذشتگان اند آدم نه ، مگر فرشتگان اند ٠} {٠ گر آدمى ، از چه سر ندارند؟ ور خود مَلَك ، از چه پَر ندارند؟ ٠} {٠ بى دست نبوده اين بدن ها يا اين همه چاكْ پيرهن ها ٠} {٠ اين پا كه ز تن ، جدا فتاده است يا رب ! بدنش كجا فتاده است؟ ٠} {٠ اين جسم بُريده سر ، كدام است؟ تا كيست پدر ، پسر ، كدام است؟ ٠} {٠ شه كو ، به كجاست شاه زاده؟ وان تازه خطان ماه زاده؟ ٠} {٠ زين چاكْ تنى و بى لباسى كُنْد است نظر ز حق شناسى ٠} {٠ ماندند به كار خويش ، حيران يك چاك بدن ، يكى به دامان ٠} {٠ كز دور ، بلند گشت گَردى آمد ز ميان گَرد ، مردى ٠} {٠ ديدند به ره ، شترسوارى خورشيدوشى ، نقابدارى ٠} {٠ ماتم زده سياه جامه آشفته ، به سر ، يكى عمامه ٠} {٠ پيش آمد و زار زار بگريست چون ابر به نوبهار ، بگريست ٠}