دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٣
٠ مَعبد حُسن قبول، آينه زار است و بس عرض اجابت مَبَر، بى نَفَسى ها دُعاست ٠ ٠ كيست در اين انجمن، مَحرم عشق غيور؟ ما همه بى غيرتيم، آينه در كربلاست! ٠ ٠ بيدل! اگر مَحرمى، رنج تگ و دو مَبَر در عرق سعى حرص، خفّت آبِ بقاست! [١] ٠
٥ / ١٢
حزين لاهيجى(م ١١٨١ ق)
{٠ توفان خون ز چشم جهان ، جوش مى زند بر چرخ ، نخل ماتميان ، دوش مى زند ٠} {٠ يارب ! شب مصيبت آرام سوز كيست امشب كه برق آه ، رهِ هوش مى زند؟ ٠} {٠ روشن نشد كه روز سياه عزاى كيست صبحى كه دَم ز شام سيه پوش مى زند ٠} {٠ آيا غمِ كه تنگ كشيده است در كنار چاكِ دلم كه خنده آغوش مى زند؟ ٠} {٠ بيهوش داروى دل غم ديدگان بُوَد آبى كه اشك بر رُخ مدهوش مى زند ٠} {٠ ساكن نمى شود نفس ناتوان من زين دِشنه ها كه بر لب خاموش مى زند ٠} {٠ گويا به ياد تشنه لب كربلا ، حسين توفان شيونى ز لبم جوش مى زند ٠} {٠ تنها نه من ، كه بر لب جبريل ، نوحه هاست گويا عزاى شاه شهيدان كربلاست! ٠} {٠ شاهى كه نور ديده خير الأنام بود ماهى كه بر سپهر مَعالى ، تمام بود ٠} {٠ شد روزگار در نظرش تيره از غبار باد مخالف از همه سو بس كه عام بود ٠} {٠ آب از حسين گيرد و خنجر دهد به شمر انصاف روزگار ، ندانم كدام بود ٠} {٠ آبى كه خار و خس ، همه سيراب از آن شدند آيا چرا بر آل پيمبر ، حرام بود؟ ٠} {٠ خون ، ديده ها چگونه نگِريد بر آن شهيد كز خون به پيكرش كفن لعل فام بود ٠}
[١] كليات بيدل دهلوى: ج ١ ص ٤٠٩.