دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٣
٠ در ميان امّت كيوانْ جناب همچو حرف «قُل هُوَ اللَّه» در كتاب ٠ ٠ موسى و فرعون و شَبّير و يزيد اين دو قوّت ، از حيات آيد پديد ٠ ٠ زنده حق از قوّت شَبّيرى است باطل ، آخر داغ حسرت ميرى است ٠ ٠ چون خلافت ، رشته از قرآن گسيخت حُرّيت را زهر ، اندر كام ريخت ٠ ٠ خاست آن سرْجلوه خير الاُمَم چون سحاب قبله ، باران در قدم ٠ ٠ بر زمين كربلا ، باريد و رفت لاله در ويرانه ها كاريد و رفت ٠ ٠ تا قيامت ، قطعِ استبداد كرد موج خون او ، چمن ايجاد كرد ٠ ٠ بهر حق در خاك و خون ، غلتيده است پس بناى «لا إلَه» [١] گرديده است ٠ ٠ مدّعايش سلطنت بودى اگر خود نكردى با چنين سامان ، سفر ٠ ٠ دشمنان ، چون ريگ صحرا ، «لا تُعَد» دوستان او به يزدان ، هم عدد ٠ ٠ سرّ ابراهيم و اسماعيل بود يعنى آن اِجمال را تفصيل بود ٠ ٠ عزم او چون كوهساران ، استوار پايدار و تُندسِير و كامكار ٠ ٠ تيغ ، بهر عزّت دين است و بس مقصد او حفظِ آيين است و بس ٠ ٠ ماسِوَى اللَّه را مسلمان ، بنده نيست پيش فرعونى سرش افكنده نيست ٠ ٠ خون او ، تفسير اين اسرار كرد ملّت خوابيده را بيدار كرد ٠ ٠ تيغ «لا» ، چون از ميان ، بيرون كشيد از رگِ ارباب باطل ، خون كشيد ٠ ٠ نقش «إلّا اللّه » بر صحرا نوشت سطر عنوان را نجات ما نوشت ٠ ٠ رمز قرآن ، از حسين آموختيم ز آتش او شعله ها افروختيم ٠ ٠ شوكت شام و فَر بغداد رفت سَطوَت غَرناطه هم از ياد رفت ٠ ٠ تار ما از زخمه اش لرزان هنوز تازه از تكبير او ، ايمان هنوز ٠ ٠ اى صبا ! اى پيك دورافتادگان! اشك ما بر خاك پاك او رسان. [٢] ٠
[١] اشاره به اين مصرع معروف خواجه معين الدّين چَشتى است: «حقّا كه بناى لا إله است حسين».[٢] ديوان اقبال لاهورى : ص ١٤٣ ـ ١٤٤ .