دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩١
٧ / ٦
ابو القاسم الهامى (لاهوتى)(م ١٣٣٦ ش)
٠ بيا در كربلا محشر ببين ، كين گسترى بنگر نظر كن در حريم كبريا ، غارتگرى بنگر ٠ ٠ فروشنده ، حسين و جنسْ هستى ، مشترىْ يزدان بيا كالا ببين ، بايع نگه كن ، مشترى بنگر ٠ ٠ به فكر خير امّت بود وقت مرگ فرزندش ز همّت كشته شد ، امّت ببين ، پيغمبرى بنگر ٠ ٠ ز بى آبى به وقت مرگ هم عبّاسِ نام آور خجل بود از سكينه ، يادگار حيدرى بنگر ٠ ٠ به جاى آب ، خون پاشيده شد در راه از غيرت به دشت عشق ، فرمانده ببين ، فرمانبرى بنگر ٠ ٠ به جاى شاه دين ، فرمانده خيل اسيران شد مقام زينبى را بين ، وفاى خواهرى بنگر ٠ ٠ براى گريه هم فرصت ندادند آل احمد را مسلمانى نگه كُن ، رسم مهمان پرورى بنگر ٠ ٠ حسين را كُشته بود و خون بها مى داد مشتى زَر ببين كار يزيد بى حيا ، زشتْ اخترى بنگر ٠ ٠ خدا ، محبوب خود را غرقه در خون ديد ـ لاهوتى ـ نكرد اين، دَهر را نابود ، صبر داورى بنگر. [١] ٠
[١] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١٠٣٨ .