دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧
٠ آن روسيَه كه روى خود از خونِ خود نكرد در يارى تو سرخ ، كجا گشت روسفيد؟ ٠ ٠ عشّاق خود ، چو راست نوا ديد ، شه نمود از مصدر كرامت خود ، معجزى جديد ٠ ٠ بنمودشان ميان دو انگشتِ خويشتن چيزى كه چشم هيچ كسى مثل آن نديد ٠ ٠ آن شب بُرَير داشت سرِ شوخى و مزاح گفتش يكى ز لشكر شاهنشه شهيد ٠ ٠ كاين شام محنت است ، نه هنگام غفلت است! حرفى به گريه گفت كه مى بايدش شنيد : ٠ ٠ عيش من ، امشب است كه دانم شبِ دگر اندر كنار حور ، همى خواهم آرميد. [١] ٠
٥ / ٢٣
سروش اصفهانى (م ١٢٨٥ ق)
٠ بودش به گاهواره، يكى دُرّ شاهوار دُرّى به چشم ، خُرد و به قيمت ، بزرگوار ٠ ٠ چون شمع صبح ، ديده اش از گريه ، بى فروغ جسمش چو ماهِ يك شبه ، از تشنگى نَزار ٠ ٠ بى شير مانده مادر و كودك ، لبش خموش پژمرده گشته شاخ گُل و خشك ، چشمه سار ٠ ٠ شد سوى خيمه ، طفل گران مايه برگرفت آمد به دشت و گفت بدان قومِ نابه كار ٠ ٠ تيرى زدند بر گلوى اصغر ، اى دريغ! نوشيد آب از دَم پيكان آبدار ٠ ٠ خون مى سِتُرد از گلوى طفل نازنين مى كرد عاشقانه به سوى سَما ، نثار ٠ ٠ يك قطره خون به سوى زمين، بازپس نگشت شه زاده در كنار پدر، جان سپرد، زار. [٢] ٠
[١] ديوان فدايى : ص ٤٥ .[٢] روضة الأسرار: ص ١٠٣.