دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٤
٠ كورى چشم مخالف ، من حسينى مذهبم راه حق، اين است و نتوانم نهفتنْ راه راست ٠ ٠ اى چو دريا خشك لب! لب تشنگان رحمتيم آبرويى ده به ما ، كاب همه عالم، تو راست . ٠ ٠ خواهشت آب است و ما مى آوريم اينك به چشم خاكسار ، آن كس كه با دريا به آبش ماجراست ٠ ٠ بر لب رود [١] على تا آب دلجوى فرات بسته شد زان روز ، باز افتاده آب از چشم هاست ٠ ٠ جوهر آب فرات از خون پاكان ، لَعل گشت وين زمان ، آن آب خونين ، همچنان در چشم ماست ٠ ٠ سنگ ها بر سينه كوبان ، جام ها در نيل ، غرق مى رود نالان فرات ، آرى از اين غم در عزاست ٠ ٠ آب ، كف بر روى از اين غم مى زند ، ليكن چه سود كف زدن بر سر ، كنون كاندر كَفَش باد هواست. [٢] ٠
٤ / ١٣
شاه داعى شيرازى(م ٨٧٠ ق)
{٠ آنان كه ديده حاصل دنيا و دين ، حسين گِريند بر امام زمان و زمين ، حسين ٠} {٠ ياد آوريد خون كه روان كرده اند چون از گردن و ز حنجره نازنينْ حسين ٠} {٠ از زَعم خويش ، دعوىِ اسلام كرده اند وان گه شهيد كرده و كُشته چنين حسين ٠} {٠ فرياد و ناله مى كند و ياد مى كند كافر به گريه در طرف روم و چين ، حسين ٠}
[١] رود : فرزند .[٢] ديوان سلمان ساوجى : ص ٤٢٣ .