دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٩
٢ / ٤
كُمَيت [١]
٢٩١٤.كفاية الأثر ـ به نقل از كُمَيت بن ابى مُستَهِل ـ: روزى به ديدار مولايم امام باقر عليه السلام رفتم و گفتم : اى فرزند پيامبر خدا! من در باره شما ، چند بيتى سروده ام . آيا مرا رخصت مى دهى كه بخوانم؟ فرمود: «اين روزها ، ايّام البيض است [و خواندن شعر ، در آن ، مكروه]» . گفتم : ويژه شما [اهل بيت] است . فرمود: «بخوان» . من ، چنين خواندم : {٠ روزگار ، مرا گريانْد و خندانْد كه روزگار ، هماره ، فراز و نشيب و دگرگونى دارد. ٠} {٠ براى نُه نفر كه در سرزمين طَف ، مظلومانه ، رها شدند و همگى ، اكنون در كفن هاى خويش اند. ٠} در اين جا امام عليه السلام سخت گريست. همچنين وقتى كه به اين دو بيت رسيدم ، شنيدم كه كنيزى از پسِ پرده مى گريست : {٠ و شش تن كه با آنها ، نمى توان هماوردى كرد [يعنى] فرزندان عقيل كه بهترينِ جوانان اند ٠} {٠ و سپس علىِ نيكو ، سَرورتان؛ همان ها كه ياد كردن از آنها ، اندوه مرا بر مى انگيزد. ٠} آن گاه امام عليه السلام گريست و فرمود: «اگر كسى از ما ياد كند، يا در نزدش يادى از ما شود و به اندازه بال پشه اى از چشمش اشك بريزد ، جز اين نيست كه خداوند ، برايش خانه اى در بهشت مى سازد و آن را حائل ميان او و آتش [دوزخ] مى كند». [سپس به اين ابيات رسيدم كه :] {٠ هر كه از ديدن گرفتارى هايتان ، شادمان مى شود يا با [شنيدن] اين حوادث ، شما را شماتت مى كند [ ، بايد بداند كه] ٠} {٠ شما پس از عزّتى سِتُرگ ، به اين رنج ها گرفتار آمديد چنان كه من نيز نمى توانم ظلم را از خود ، دفع كنم، آن گاه كه بِدان گرفتار شوم. ٠} هنگامى كه به اين سخنان رسيدم ، امام عليه السلام دستم را گرفت و فرمود: «خداوندا ! گناهان گذشته و آينده كُمَيت را ببخش» .
[١] ابو مُستَهل كُمَيت بن زيد بن خنيس اسدى، در سال شصت، متولّد و در سال ١٢٦ ق،وفات يافت. ابو الفرج اصفهانى مى گويد: وى، شاعرى است پيشتاز و سرآمد و آشنا با ظرايف زبان عربى، جنگ ها و حوادث تاريخى. از شاعران قبيله مُضر است كه به رسايى، شعر مى گفت. وى از هم روزگاران بنى اميّه بود و پيش از حاكم شدن عبّاسيان، در گذشت. او در تشيّع و مهرورزى به بنى هاشم، شهره بود. برخى گفته اند كه در كُمَيت، ده ويژگى بوده كه در هيچ شاعرى نيست: او سخنور بنى اسد، شيعه اى دين شناس، حافظ قرآن، داراى ايمان راسخ، كاتبى خوش نويس، نسب شناسى توانمند، اوّل كسى كه براى تشيّع به مناظره پرداخت، تيراندازى بى همتا در بنى اسد، سواركارى بى باك و سخاوتمند و ديندار بوده است. او شاعر اهل بيت: بوده است و اهل بيت: نيز در باره او، تعريف هاى گران سنگى دارند.