دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٢
٠ بس كه دريا ناله كرد از حسرت آن تشنگان گوهر سيراب را جان بر دل دريا بسوخت. [١] ٠
٤ / ١٢
سلمان ساوَجى(م ٧٧٨ ق)
٠ خاك، خونْ آغشته لب تشنگان كربلاست آخر ـ اى چشم بلابين ـ جوى خونبارت كجاست؟ ٠ ٠ جز به چشم و چهره مَسپُر خاك اين در ، كان همه نرگس چشم و گلِ رخسار آل مصطفاست ٠ ٠ اى دلِ بى صبر من ! آرام گير اين جا ، دَمى كاندر اين جا منزلِ آرامِ جان مرتضاست ٠ ٠ اين سواد خوابگاه قُرّة العين على است و اين ، حريم بارگاه كعبه عز و عُلاست ٠ ٠ روضه پاك حسين است آن كه مشكينْ زُلف حور خويشتن را بسته بر جاروب اين جنّتْ سراست ٠ ٠ زاب چشم زائران روضه اش ـ طوبى لَهُم ـ [٢] شاخ طوبا را به جنّت ، قوّت نشو و نماست ٠ ٠ شمع عالمتاب عيسى [٣] را در اين دِيْر كُهن هر صباح از پرتو قنديل زرّينش ضياست ٠ ٠ مَهبَط انوار عزّت ، مظهر اسرار لطف منزل آيات رحمت ، مشهد آل عباست ٠
[١] ديوان خواجوى كرمانى : ص ١٤١ ـ ١٤٣ .[٢] طُوبى لَهُم : خوشا به حال ايشان ![٣] اين تعبير ، كنايه از خورشيد است .