دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٤
٠ امشب كنار مادرش ، لب تشنه اصغر خفته است فردا ـ خدايا ـ بسترش ، آغوش صحرا مى شود ٠ ٠ امشب كه جمع كودكان ، در خواب ناز آسوده اند فردا به زير خارها ، گم گشته پيدا مى شود ٠ ٠ امشب رقيّه حلقه زرّين اگر دارد به گوش فردا ، دريغ اين گوشوار ، از گوش او وا مى شود! ٠ ٠ امشب به خيل تشنگان ، عبّاس باشد پاسبان فردا كنار علقمه ، بى دستْ سقّا مى شود ٠ ٠ امشب كه قاسم زينتِ گلزار آل مصطفاست فردا ز مَركب ، سرنگون ، اين سَرو رعنا مى شود ٠ ٠ امشب گرفته در ميان ، اصحاب ، ثارُ اللّه را فردا عزيز فاطمه ، بى يار و تنها مى شود ٠ ٠ امشب ، به دست شاه دين ، باشد سليمانىْ نگين فردا به دست ساربان ، اين حلقه يَغما مى شود ٠ ٠ امشب سرِ سرّ خدا ، بر دامن زينب بُود فردا ، انيس خولى و دِير نَصارا مى شود ٠ ٠ ترسم زمين و آسمان ، زير و زِبَر گردد ـ حسان ـ فردا اسارت نامه زينب ، چو اجرا مى شود. [١] ٠
٧ / ٢٤
اَحَد چِگينى
٠ اين سو به روى اسب ، مردى بدون دست آن سو به روى خاك ، صد كوفه مرد پَست ٠ ٠ بر روى آفتاب ، خنجر كشيده اند ظلمت نصيبتان ، اى قوم شب پرست! ٠ ٠ هر روزتان سياه ، اى نهروانيان! رفته ز يادتان ، آن تيغ و ضربِ شست؟ ٠ ٠ اين تيغ بى نيام ، اين مرد بى زره آيينه حسين ، تكرار حيدر است ٠ ٠ در سرخى غروب ، خورشيد روشنى در خون نشسته بود ، از پا نمى نشست ٠ ٠ آن سو به روى اسب ، صد كوفه مرد پَست اين سو به روى خاك ، مردى بدون دست. [٢] ٠
[١] اى اشك ها بريزيد : ص ١٧٩ .[٢] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١٦٥٥ .