دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٦
٠ يعنى ببين كه خصم جفاجو به ما چه كرد از دى كه گشته اى تو ز طفلان ، كناره جو ٠ ٠ بنگر به عارضم كه چه سان گشته نيلگون از بس كه شمر دون زده سيلى مرا به رو ٠ ٠ حاشا دوباره دست بدارم ز دامنت! كلّا كه بر نخيزم از اين آستان و كو! ٠ ٠ تا قصّه هاى هجر دهم شرح ، يك به يك دشمن چو رفت و ما و تو مانديم ، دو به دو ٠ ٠ بِدْهم به زخم پيكر افزون ز اخترت از ريزش ستاره به رخساره ، شست و شو ٠ ٠ گر چاك گشته دامن گُل از جفاى خار بلبل صفت ، به سوزن مژگان كنم رُفو ٠ ٠ بر دوش طفلِ ديده كِشم بهر اصغرت هر لحظه ، آب از دل خونين ، سَبو سَبو ٠ ٠ وا حسرتا كه خصم دَغا ، فرصتش نداد يك دم براى عرض دعا ، مهلتش نداد! ٠ ٠ يك درد ، وا نگفته هنوز از هزار را كز گُل جدا نموده به سيلى ، هَزار را... ٠ ٠ افتاده در سُرادق عصمت ، نوا و شور چون شد بلند بانگ مخالف به «إرْكَبُوا» [١] ٠ ٠ مَركوب بانوانِ شه يثرب و حجاز شد بى جهازْ ناقه وحشىّ تندخو ٠
[١] رُكو: رِكوى ؛ لباس و جامه ژنده .[٢] إركَبوا : سوار شويد .[٣] اُخىّ : برادرم ، اى برادر ![٤] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص ١١٠٨ و ١١٠٩ (به نقل از : اشك خون) .[٥] دُموع جاريه : اشك هاى ريزان .[٦] ماريه : سرزمين كربلا .[٧] مقامت : قرار داشتن .[٨] دانش نامه شعر عاشورايى : ج ٢ ص١١١٠ -١١١٢ (به نقل از : اشك خون) .